ضرورت :
کارآفرینی در ایران، گفتمان جدیدی است. با این وجود طیف وسیعی از فعالیت ها را در سطوح مختلف و تحت عنوان توسعه کارآفرینی می توان مشاهده نمود . قاعده و رسم است که همه این فعالیتها پذیرفته و ارج نهاده می شود. اما می توان نشان داد که در شتاب و هیاهوی توسعه کارآفرینی برخی آسیب ها ناگزیر بوده اند که محتاج علاج و چاره اندیشی هستند. در این نوشته به آسیب شناسی جامعه محققین کارآفرینی در ایران پرداخته می شود. چرا که با پیگیری این موضوع ریشه برخی از آسیب های دیگر نیز قابل شناسایی خواهند بود .
نگارنده این امکان را داشته است که از اوان شکل گیری تحقیقات کارآفرینی از نزدیک شاهد فعل و انفعالات درون جامعه پژوهشی باشد . یقیناً مکتوب نمودن این تجارب در بهبود روند آتی تحقیقات کارآفرینی در ایران مؤثر خواهد بود. اما این خطر وجود دارد که تجارب فردی از زاویه محدودی بدست آمده باشد . لذا نگارنده از همه محققین کارآفرینی دعوت می کند با مستند سازی دیده ها و شنیده های خود به آسیب زدایی از توسعه تحقیقات کارآفرینی در ایران مساعدت کنند .
جامعه محققین کارآفرینی در ایران در فاصله سالهای 1375 تا 1380 شمسی شکل گرفته است. این موضوع در بین هر سه نسل محققین کارآفرینی در ایران قابل مشاهده است. مهمترین ویژگی این جامعه تحقیقاتی تربیت آنها در درون سیستم آموزش عالی کشور آن هم در خصوص موضوعی بوده است که از خصلتی کاملاً وارداتی برخوردار است . قبل از شکل گیری نسل اول محققین کارآفرینی در ایران ، تعداد انگشتان یک دست نبود و لذا در ابتدای شکل گیری نسل اول دانش بومی از کارآفرینی در حداقل میزان خود قرار داشت. این نسل می بایست دانشی را از ورای مرزهای ملی منتقل می کرد که در این فرایند البته فاقد حداقلی از امکانات پژوهشی بود. به طور مثال اساتید راهنمای پروژه های تحقیقاتی نسل اول، عمدتاً اساتیدی بودند که نه بر اساس علایق حرفه ای و تخصصی بلکه از سر اضطرار راهنمایی محققین نسل اول را پذیرفته بودند. به عنوان شاهدی بر این موضوع می توان نشان داد که اساتیدی راهنمای نسل اول در طی سال های بعدی کمترین علاقه پژوهشی را به مبحث کارآفرینی بروز دادند. نسل اول محققین کارآفرینی در ایران همچنین کلید پروژه های تحقیقاتی خود را در شرایطی زدند که تعداد نسخ کتاب های مربوط به کارآفرینی در کتابخانه های کشور کمتر از تعداد انگشتان دست بود. به علاوه امکانات شبکه اینترنت نیز در حدی نبود که نسل اول محققین کارآفرینی در ایران بتوانند از نتایج تحقیقاتی روزآمد خارجی هم بهره برداری کند و لذا در این کمبود منابع مطالعاتی و پژوهشی دست آورد، تحقیقاتی نسل اول پایان نامه هایی با کیفیت نازل و فاقد ریشه در ادبیات جهانی موضوع بود. نکته دیگر در بین محققین نسل اول گرایش سیاسی عموماً راست آنها بود. این گرایش در عمل باعث شده است که ظرایف کارآفرینی در جوامع در حال توسعه که مطلقاً در کشورهای غربی محلی از اعراب ندارند برای محققین نسل اول کارآفرینی در ایران نادیده انگاشته شوند. به طور مثال فساد اداری و رفتارهای رانت جویانه در کشورهای در حال توسعه عموماً به شکل گیری نوعی از کارآفرینی منجر می گردد که می توان بر آن نام کارآفرینی سیاه یا زیر پله ای گذاشت . علی رغم گذشت بیش از یک دهه از شکل گیری تحقیقات کارآفرینی در ایران دریغ از حتی یک پروژه تحقیقاتی که به بررسی چگونگی تأثیر فساد اداری بر انحراف فعالیت های کارآفرینانه اختصاص یافته باشد .
نسل اول محققین کارآفرینی در ایران علی رغم کیفیت نازل خود در طی سالهای بعدی دو کارکرد اصلی در روند تحقیقات کارآفرینی داشته است . اولاً این نسل به عنوان اساتید راهنمای پروژه ها و پایان نامه های نسل دوم عمل کرده و نیز تنها نسلی بوده است که مورد مراجعه سیاست گذاران و ذینفع های اجرایی قرار گرفته است و بنابراین گفتمان نسل اول هم در تئوری و هم در عمل استاندارد و هنجارها را رقم زده است. نکته غم انگیز در فعالیت های پژوهشی نسل اول انجام پی درپی پروژه های تحقیقاتی سفارشی سیاست گذاران بوده است که از کیفیت نازلتری نسبت به پروژه های تحقیقاتی همین گروه در ابتدای فعالیتشان داشته است .
نسل دوم در فضای متفاوتی نسبت به نسل اول شکل گرفته است. نسل دوم عموماً دانشجویانی در دانشگاههای دولتی و خصوصی بوده اند که تحت تأثیر جو و فضای موجود جذب تحقیقات کارآفرینی شده اند . بخت بلندی که محققین نسل اول در انگیزش سیاست گذاران به سوی مباحث کارآفرینی داشتند، برای نسل دوم نشانه ای از امکان بهره برداری عملی از یافته های پژوهشی و شکل دهی به یک مسیر شغلی موفق بود. نسل دوم از این امکان نیز برخوردار بود تا از شبکه توسعه یافته تر اینترنت به عنوان وسیله ای برای دستیابی به جدیدترین یافته های پژوهشی دنیای بیرونی استفاده کند که البته با مقاومت نسل اول و تمایل آنها به خود ارجاعی و نیز سستی و عدم دقت محققین نسل اول از دست رفت. نتیجه چنان وضعیتی پایان نامه های ضعیف تر نسل دوم در مقایسه با نسل اول بود! پایان نامه های نسل دوم اصولاً کپی ناقصی از پروژه های تحقیقاتی نسل اول از آب درآمد که حرف تازه ای برای سیاست گذاران نداشت و لذا اقبال زیادی هم از سوی سیاست گذاران برای محققین نسل دوم مشاهده نشد .
شکل گیری نسل سوم محققین کارآفرینی در ایران به تمام معنی تراژدی است. این نسل بدون انجام مستقیم حتی یک پروژه تحقیقاتی و صرفاً بواسطه سفارش تحقیقاتی با کیفیت نازل به محققین نسل اول، خود را محق دانسته است تا علاوه بر کار اجرائی حضوری هم بین جامعه محققین کارآفرینی داشته باشد. عامل اصلی این بدآموزی و بداخلاقی هم محققین نسل اول بوده اند که با کیفیت نازل تحقیقات سفارش داده شده علائمی مبنی بر سهولت ورود در حلقه محققین را به نسل سوم ارسال کرده اند. در واقع اگر حافظ و ضامن بقاء و رشد محققین نسل اول کپی کاری و فروش چند باره پایان نامه های تحقیقاتی نخ نمای اواسط دهه هفتاد است، چرا نسل سوم از این نمد کلاهی نداشته باشد؟
نسل سوم البته نسبت به نسل اول از مزیت های رقابتی بیشتری برخوردار بوده است. این نسل به مدت بیش از یک دهه در مناصب اجرائی بوده و با دست اندازهای بوروکراسی آشنا و نزدیک به منابع مالی نشسته بود. پس طبیعی بود که بر نسل اول از نظر شأن و مقام پیش گیرد . در طی سال های بعدی هر گونه گردهمایی برگزارشده در خصوص کارآفرینی مشابهت زیادی با بقیه مناسبت ها داشت: شرکت کنندگان و مخاطبین عموماً نسل سوم محققین کارآفرینی بودند که نقش سیاهی لشگر را ایفاء می کردند. مراسم معمولاً با سخنان بزرگوارانی از نسل سوم شروع می شد که به تکرار گفته های نسل اول اما با ادبیات ویژه خود می پرداختند و نهایتاً این افتخار را به سرفرازان نسل اول اعطا می کردند تا از ردیف های اول و دوم مدعوین برای ارائه بافته های فکری خود دعوت شوند. کار البته در جشنواره های کارآفرینی کامل تر شد به گونه ای که حب خود ارجاعی نسل اول به جایزه دهی به خود برای خدمات علمی انجام نداده منجر گردید و در این میان هیچ کس نپرسید که اگر علم کارآفرینی وارداتی است(که هست)، چرا مجموع ارجاعات همه نسل های محققین کارآفرینی در ایران به بافته های همگنانشان در خارج حتی به 10 درصد هم نمی رسد؟ نگاهی به ترکیب کمیته های علمی جشنواره های مختلفی که برای بزرگداشت کارآفرینان ترتیب داده می شوند گویای رابطه محققین نسل اول و سوم است .
آسیب شناسی :
روند گفته شده در شکل گیری جامعه محققین کارآفرینی در ایران تا حدود زیادی گویای آسیب هایی است که گریبان گیر این حوزه تحقیقاتی جدید بوده و می تواند بنیان آن را تهدید کند. نسل اول محققین کارآفرینی خودجوش شکل گرفته و چون نقد نشده است گرفتار حب خودارجاعی مفرطی است که نهایتاً به اعطای جایزه به خود برای کار علمی نکرده در جشنواره ها منجر شده است. این نسل هنجارها و استانداردهای رفتاری را در حوزه تحقیقات کارآفرینی رقم زده است که مبتنی بر کپی کاری و فروش چند باره نتایج و پژوهشهای با کیفیت نازل است و البته این نسل اشتباه دیگری را هم مرتکب شده و آن صاف کردن جاده ارتقای تحقیقاتی برای نسل سوم و جلوگیری از ارتقای نسل دوم است. انتظار نمی رود آسیب رسانی این نسل اول تا مدت یک دهه آتی کاهش یابد .
نسل سوم مروجی برای پوپولیسم در حوزه تحقیقات کارآفرینی است. هم بواسطه سفارشی که برای تحقیقات پیش پا افتاده کارآفرینی دارد و هم بواسطه اشتیاقی که برای حضور در همه عرصه های توسعه کارآفرینی و مخصوصاً تحقیقات دارد. چشم اندازهای آتی فعالیت های تحقیقاتی توسط این نسل تبین شده و تخصیص بودجه هم بدست آنهاست. پس نشستن ایشان در ردیف های اول مناسبت ها و ایراد سخنرانی ها و حضور در رأس کمیته های علمی جشنواره های کارآفرینی بی دلیل نیست. فقط مشکل اینجاست که هر آنچه می گویند و می کنند کپی ناشیانه و ناقصی از بافته ها و نه یافته های نسل اول است. این نسل دست در دست نسل اول بدآموزی و بداخلاقی تحقیقاتی را به نسل دوم آموزش می دهند .
نسل سوم اما نسلی قابل ترحم است. این نسل امکان بهره گیری از امکانات نسبتاً فراهم را داشته اما استفاده نکرده است. نسلی است که مجبور به نشستن تمام وقت در مناسبت ها بدون هرگونه امید به مشارکت فعال است و نسلی است که اگر تن به 16 ساعت آموزش مربیگری کارآفرینی دهد می تواند آموزش کارآفرینی را با کمترین دستمزد ادامه دهد. در کلامی خلاصه جامعه محققین کارآفرینی در ایران جامعه مولد علم نیست. این جامعه در بهترین حالت می توانست حامل علم به نسلهای بعدی باشد که از آن سرزده است. جامعه محققین کارآفرینی در ایران، جامعه محروم از حداقل استانداردهای پژوهشگران در سطح بین المللی است. این جامعه به دلیل آنکه هنجارها و استانداردهای رفتاری را در عرصه تحقیقات داخلی کارآفرینی تعیین می کند و به دلیل عدم برخورداری از حداقل کیفیت متناسب با استانداردهای بین المللی، می تواند تا مدت یک دهه آتی به بزرگترین مانع توسعه کارآفرینی در ایران تبدیل گردد. از اولویت های توسعه کارآفرینی در ایران ارتقای سطح اخلاقی و علمی جامعه نسل های سه گانه محققین کارآفرینی است .
راهکار :
اخلاق و هنجار پذیرفته شده در کسب هر علم جدید مراجعه به صاحب علم است، حتی اگر در چین و فراتر از آن ساکن باشد. ما به معنی کامل کلمه فاقد علم کارآفرینی هستیم و اگرچه واکنش خودانگیخته نسل اول محققین رأی کسب این علم قابل تحسین و تقدیر است اما هنوز هم نیاز است تا به صاحبان اصلی علم مراجعه شود. در واقع تجربه تاریخی ما هم نشان می دهد اعزام دانشجو برای کسب علوم جدید همواره به شکل گیری یک جامعه تحقیقاتی با استانداردهای اخلاقی و رفتاری با کیفیت منجر شده است . نطفه بسیاری از پیشرفتهای تحقیقاتی فعلی در عرصه های مختلف علمی را مدیون دانشجویان اعزامی به کشورهای مختلف در ابتدای قرن فعلی شمسی هستیم که در سالهای بعدی وزنه های وزینی نه تنها در داخل بلکه در خارج از کشور نیز محسوب شده اند. در حوزه تربیت محققین کارآفرینی نیز نیاز آشکاری داریم تا نسل چهارم را به دور از بدآموزیهای نسلهای قبلی و در بهترین دانشگاههای دنیا تربیت کنیم. بودجه این کار در واقع در مقایسه با هزینه تمام شده سیاست ها و برنامه های توسعه کارآفرینی که حداقلی از رنگ و بوی یافته های تحقیقاتی اصیل در آنها نتوان مشاهده نمود، بسیار کمتر خواهد بود . این نسل چهارم که با اندک سرمایه ای می تواند تربیت شود مزیتی برای توسعه کارآفرینی در ایران در طی دهه های آتی خواهد بود. خود را از این مزیت محروم نسازیم. تأمین سرمایه اندک تربیت این نسل شرط کافی است، اما شرط لازم آنست که نه در انتخاب و نه در اعزام آنها نسل اول، دوم و سوم را ضمن قدردانی از تلاشهای قبلیشان، مشارکت ندهیم .
برگرفته از: /iec.iranlms.ir
کارآفرینان از عوامل ضروری تغییر در یک اقتصاد مبتنی بر بازارند، آنها امکان استفاده موثر و فزاینده از منابع را فراهم می آورند و دادوستد بین بخشهای مختلف با امکانات واولویتهای متفاوت را تسهیل می سازند. همچنین رفتار کارآفرینانه ، عامل شتاب دهنده تولید، انتشار و کاربرد ایده های نوآورانه است و در جوامع دستخوش تغییرات سریع اقتصادی نیز، کارآفرینی تاثیرات زیانبار اجتماعی را ازطریق ایجاد فرصتهای شغلی تعدیل می بخشد. به طورکلی کارکرد کارآفرینانه هم به روی نرخ رشد بنگاههای جدید تاثیر دارد وهم شانس بقا و رشد بنگاههای موجود را افزایش می دهد. اما به دلایل بسیاری ، ایجاد یک ارتباط آماری بین کارآفرینی و میزان استخدام آسان نیست . کارآفرینی را نمی توان مستقیما اندازه گرفت زیرا غالبا پنهان است و حضور آن دررفتاری است که نمایانگر کارآفرینی است حتی اینکه کارآفرینی چگونه بروز می کند، خودموضوعی است که همواره درحال تغییر است . حتی اگر در مواردی مستقیما قابل اندازه گیری باشد بازهم برای ایجاد چنین ارتباطی ، مشکلات وجود خواهد داشت . برای مثال ، تحلیلگران با مشکل تفکیک تاثیر کارآفرینی از سایر متغیرها مانند سیاستهای بازارکار و غیره مواجه خواهندبود.
به علاوه ، رابطه علت و معلولی بین کارآفرینی و استخدام یک رابطه یک طرفه نیست . برای مثال هنگام بیکاری و کاهش نرخ حقوق و دستمزد، هزینه فرصت کارآفرینی پایین است . درهر صورت واضح است که کارآفرینی شرط واجب پیشرفت اقتصادی دریک اقتصاد مبتنی بر بازار است و مشکلات مربوط به اندازه گیری آن نباید تلاش در جهت ترویج آن را، به عنوان بخشی از راه حل معضل بیکاری ، کاهش دهد.
از آنجایی که بیکاری و فقر به طور فزاینده ای غالبا در مناطق شهری پرآشوب و ناآرام متمرکز و رویکرد دولتها برای تهییج و تشویق کارآفرینی به سوی سیاستهای جغرافیایی جهت گیری می شود، خوداشتغالی و تاسیس بنگاه می تواند یک اقتصاد محلی را که متاثراز رکود اقتصادی است ، دگرگون سازد.
در برخی از کشورها مانند کانادا، سهم عمده ای از رشد مشاغل جدید در 5 سال اول دهه 1990 ناشی از خوداشتغالی وتاسیس شرکتهای کوچک بوده است . در ایالات متحده ، برای مثال بنگاههای اقتصادی کوچک ، آنهایی که دارای 2 تا 4 نفر پرسنل بوده اند،در سال 1995 450000 شغل جدید ایجاد کرده اند. بنابراین عجیب نیست که دولتهامشتاق کمک به چنین بنگاههایی بوده اند و موسساتی هم در این رابطه در اواخر این دهه ظهور کرده اند.
برنامه توسعه اشتغال واقتصاد محلی (LEED ) در سازمان همکاری اقتصادی وتوسعه (OECD ) به مدت 10 سال فعالیت این موسسات را ارزیابی کرده است و شواهدحاکی از آن است که اتخاذ چنین سیاستهای استخدامی کارساز بوده است . با وجود این ،هنوز سهم این سیاستها در کل اشتغال اندک است به خصوص در کشورهایی ازقبیل دانمارک و نروژ که فعالیت هنری و صنایع دستی تقریبا از بین رفته است .
از این گذشته ، امروزه فشار بر خزانه عمومی به قدری است که مداخله دولت فقط درمواردی ازقبیل زیانهای مرده (DEAD WEIGHT )، انحراف (DISTORTION ) وجابجایی (DISPLACEMENT ) مجاز است . زیانهای مرده می تواند مربوط به زمانی باشدکه مالیات دهندگان مجبورند از یک کارآفرین بالقوه که می خواهد کار جدیدی را آغاز کند،حمایت مالی به عمل آورند. تقویت کسب وکارهای جدید هم اگر به ایجاد یک مزیت رقابتی ناعادلانه برای برخی از بنگاهها منجر شود نیز ممکن است موجب انحراف دربازار گردد.
همچنین وجود موسسات جدید ممکن است به سادگی موجب ازبین رفتن و یاجابجایی مشاغل جدید با مشاغل قبلی شود. کاربرد این معیارها در سطوح محلی یامنطقه ای ساده تر است زیرا تاثیر و کارایی این برنامه می تواند به روشنی ارزیابی شود.OECD پیشگام اشکال جدیدی از برنامه های بازنگری و ارزیابی مشاغل جدید، هم دربعد ملی (برای مثال در استرالیا، ایرلند و جمهوری چک ) و هم در بعد منطقه ای (ویتوریادر اسپانیا و سستوسان جیوانی در ایتالیا) بوده است .
گامهای حمایتی
دولتها نقشهای متعددی را درحمایت از کارآفرینی ایفا می کنند. اولین قدم انجام ندادن برخی کارها به جای انجام دادن آنها است . ابزارهای کلاسیک دولتی - مالیات و مقررات - به روشنی بر روی فعالیتهای کارآفرینانه تاثیر می گذارد. هنگامی که میزان مالیات سنگین است و یا نیاز به ارائه گزارشهای پیچیده متعدد است ، کارآفرینان از سیستم مالیاتی فرارمی کنند و اقتصاد زیرزمینی یا بازار کار غیرقانونی توسعه می یابد.
زمینه دیگری که دولتها می توانند به توسعه کارآفرینی کمک کنند تدارکات دولتی (PUBLIC PROCUREMENT ) است . معمولا شرکتهای کوچک از تاخیر پرداختهای سازمانهای بزرگ دولتی رنج می برند. در برخی از کشورها همین تاخیر در پرداختهاموجب ازبین رفتن تعداد زیادی از این شرکتها می شود. این موسسات گاهی مجبورمی شوند در دوره ای که منتظر دریافت مطالبات خود از این سازمانها هستند از دیگران وام بگیرند که درنتیجه سود حاصله صرف بازپرداخت بهره به بانکها می شود.
آژانس های توسعه می توانند مشوقهای محلی را ازطریق ایجاد اشکال جدیدی ازمشارکت دولتی - خصوصی به کار گیرند. در ایرلند، برای مثال 35 مورد از این نوع مشارکت ، سهم برجسته ای را در ارتقا کارآفرینی و کاهش بیکاری داشته است . در این رابطه چنین موسساتی می توانند نوآوری و کارآفرینی را با استفاده از ساختارهای حمایتی ، دربین جمعی از موسسات کوچک محلی (به صورت خوشه ای یا شبکه ای )ترویج و آنها را در یافتن شرایط مناسب برای کسب وکار خود یاری کنند.
ایجاد انکوباتورها (پرورشگاههای ) کسب وکار هم روش دیگری برای توسعه کارآفرینی و ایجاد اشتغال است . این پرورشگاهها با دراختیار قرار دادن کارگاههایی برای موسسات تازه تاسیس ، تخصیص منابع و تجهیزات موردنیاز و عرضه آب و برق ازکارآفرینان حمایت می کنند. تحقیقات اخیر دال بر آن است که در مناطق محروم وجودفرهنگ وابستگی و یا ضدکارآفرینی از اهمیت خاصی نه فقط به دلیل تاثیرات اقتصادی غیرمستقیم بلکه به دلیل ارتباط سیاستهای اجتماعی با توسعه ، برخوردار است . تنوع فزاینده و حجم فعالیتهای اقتصادی که توسط این انکوباتورها صورت می گیرد، کمک موثری نیز در انسجام اجتماعی خواهدبود.
سیستم های تشویق کارآفرینی ، با سیاستهای سنتی ایجاد اشتغال که هدفشان ایجادشغل در فعالیتهای موجود به جای ایجاد فعالیتهای جدید و حمایت مستقیم از موسسات کوچک و متوسط (SMES ) است ، تفاوت دارد زیرا آنها فقط بر مراحل اولیه کسب وکارموسسات جدید تمرکز می کنند. آنها دریافته اند که نه همه موسسات کوچک و متوسطنوآورند و نه همه آنها مهیای رشد و حتی برای بسیاری از این موسسات ممکن است بهترباشد که کوچک باقی بمانند.
به علاوه از آنجایی که در انکوباتورها دید وسیع تری نسبت به وجود دارد آنها پیشنهاد می کنند که یک می تواند در بین بخش وسیعی از جمعیت به وجود بیاید. بنابراین دولتها می توانند به شکل موثری نه تنهاابزارهای عملی برای ترویج کارآفرینی را به کار گیرند بلکه می توانند فرهنگ کارآفرینانه رانیز ازطریق سیستم های آموزشی در جامعه به شکل یک کل ارتقا دهند. آنها می توانند باکاهش نرخ مرگ ومیر کسب وکارهای جدید و کوچک با هزینه کم ، بقای اینگونه شرکتها رادر عبور از مراحل اولیه به دیگر مراحل تضمین کنند.
ویژگیهای موفقیت
در مناطق پویایی مانند کمبریج شایر انگلستان یا شمال شرقی ایتالیا نه تنها برسرمایه گذاریهای مستقیم خارجی ازطریق شرکتهای موجود تاکید می شود بلکه اهمیت قابل ملاحظه ای نیز به تشویق کسب وکارهای جدید داده می شود. این حرکتها فارغ ازسیاستهای مبتنی بر سوبسید که در چهار دهه پس از جنگ جهانی معمولا موردعلاقه دولتها بوده است ، صورت می گیرد.
اگرچه غالب حمایتهای عالی از طریق تزریق وجوه مالی و موسسات سرمایه گذاری است اما سرمایه گذاری بر روی شرکتهای تازه تاسیس عمدتا یک پدیده محلی است ،جایی که نوع جدیدی از کارآفرینان مالی بر روی ایده های جدید و نوآورانه با دیدسودآوری بلندمدت ، سرمایه گذاری می کنند.
با وجود این ، تفاوت بین اروپا و آمریکا آشکارا مشهود است . در اروپا بیشترسرمایه گذاری بر فروش به مدیران (MANAGEMENT BUY-OUTS ) و یا درجهت توسعه کارخانجات متوسط انجام می شود درحالی که در آمریکا سهم عمده سرمایه گذاریها درجهت رشد کسب وکارهای جدید متمرکز است .
دسترسی به سرمایه می تواند تاحد زیادی مربوط به خصوصیات اقتصادی -اجتماعی منطقه ای باشد. در حدود 14 از موسسات موجود در سیلیکون ولی کالیفرنیا در20 سال اخیر توسط مهاجران اروپایی و بیشتر آسیایی ایجاد شده است ، که آن منطقه رامحلی مناسب برای سرمایه گذاری خارجی یافته بودند. اعتماد نیز عامل مهمی در نشرکارآفرینی است . چرخش اعتبار درمیان انجمنهای مهاجران موفق بسیار مرسوم است (برای مثال چینی ها). در حقیقت این سازمانها چیزی بیشتر از یک اعتبار ساده را فراهم می کنند. آنها ازطریق روابط دوستانه و کارگروهی و ایجاد سازمانهای غیرانتفاعی داوطلبانه ، طیف وسیعی از نیازمندیهای موسسات تازه تاسیس را پوشش و اتحاد قومی را به عنوان یک سکوی پرشی برای شکل جدیدی از همبستگی تشویق می کنند.
کارآفرینی به عنوان یک مفهوم ، به دلیل داشتن محتوای اجتماعی و تاثیر تجمعی که بر تلاشهای فردی دارد، عامل تغییر است . به طور متوسط اغلب موسسات جدید در اروپاو آمریکا به جای افراد توسط تیم های کاری تاسیس شده و فعالیتهای مبتنی بر کارگروهی احتمالا یکی از معمول ترین اشکال روند جدید کارآفرینی است تا جایی که دربین گروههای جوانان ، زنان و گروههای اقلیت نیز مشاهده می شود.
کارآفرینی ازطریق تجربه و انتقال آن ، قابل آموزش و قابل یادگیری است . اما ترویج آن آسان نیست .اغلب خصوصیات تعیین کننده کارآفرینی از قبیل قابلیت استفاده از فرصتهای جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبکه های کار و انجام کار پروژه ای ، خصوصیات نامحسوسی هستند و به راحتی نمی توان آنها را درک و تبدیل به توصیه و دستورالعمل کرد. درعین حال ، به طور روزافزونی ، موسسات آینده و همچنین مشاغل آینده براساس شبکه های به هم پیوسته و منعطف ازطریق مکانیسم های وفاداری و اعتماد - سرمایه اجتماعی - که از ویژگیهای کارآفرینی است ، شکل خواهندگرفت و مشاغل جدید برای نسل جوان بیشترو بیشتر از توانایی موسسات ، مناطق و کشورها در نوآوری و استفاده از فرصتهای جدیددر یک اقتصاد جهانی نشات خواهدگرفت .
کارآفرینی ازطریق تجربه و انتقال آن ، قابل آموزش و قابل یادگیری است . اما ترویج آن آسان نیست .اغلب خصوصیات تعیین کننده کارآفرینی از قبیل قابلیت استفاده از فرصتهای جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبکه های کار و انجام کار پروژه ای ، خصوصیات نامحسوسی هستند و به راحتی نمی توان آنها را درک و تبدیل به توصیه و دستورالعمل کرد. درعین حال ، به طور روزافزونی ، موسسات آینده و همچنین مشاغل آینده براساس شبکه های به هم پیوسته و منعطف ازطریق مکانیسم های وفاداری و اعتماد - سرمایه اجتماعی - که از ویژگیهای کارآفرینی است ، شکل خواهندگرفت و مشاغل جدید برای نسل جوان بیشترو بیشتر از توانایی موسسات ، مناطق و کشورها در نوآوری و استفاده از فرصتهای جدیددر یک اقتصاد جهانی نشات خواهدگرفت .
مترجم : سوسن جدی
منبع : THE OECD OBSERVER
مرجع: پایگاه اطلاع رسانی مهندسی ساخت وتولید ایران
نوشته شده توسط حسن زارعی کردوان
برگرفته از: portal.razdanesh.com
پیش بینی آینده چندان ساده و آسان نیست، به همین دلیل است که پیشگویان و اختربینان سعی دارند تا حد ممکن پیش بینیهای خود را در هاله یی از ابهام بیان کنند اما در دنیای به سرعت متحول شونده فناوریهای برتر، آینده از آن کسانی است که آن را با دقت و صحت زیاد پیش بینی میکنند. البته باید در نظر داشت که حتی بهترین پیشگویان نیز ممکن است در پیش بینیهای خود اشتباه کنند، در نتیجه میتوان تعداد موارد پیشگویی های این مقاله را چندین برابر کرد. با این همه من در این مقاله چند مورد از پیشگوییهای اشتباه 60 سال اخیر را که توجهم را به خود جلب کرده است، ذکر میکنم .
اولین پیش بینی اشتباه
«فکر میکنم در کل جهان به حدود پنج دستگاه کامپیوتر نیاز باشد ».
توماس واتسون رئیس IBM ، سال 1943
در آغاز دوران صنعت کامپیوتر هیچ کس به درستی نمیدانست این فناوری نوظهور ما را به کجا میبرد. اما انفجار محاسبههای رومیزی که باعث شد طی50 سال گذشته کامپیوترهای شخصی وارد خانه تقریباً همه امریکاییها شود، چیزی بود که بیشتر آینده نگرهای میانه قرن گذشته آن را در نظر نگرفته بودند. گذشته از اینها هنگامیکه توماس واتسون رئیس IBM کلمه «کامپیوتر» را به کار میبرد، منظورش «ماشینهای محاسبه دارای لوله خلأ» بود که به اندازه یک خانه بودند. هنوز هم درست است که بگوییم افراد کمیهستند که بدون توجه به اندازه میز کارشان، خواهان یکی از آن کامپیوترها باشند.البته IBM هنوز هم به کار تجاری خود ادامه میدهد .
دومین پیش بینی اشتباه
«تلویزیون رونق چندانی نخواهد داشت و بازار آن پس از شش ماه کساد میشود. مردم خیلی زود از اینکه هر شب به یک جعبه چوبی زل بزنند، خسته میشوند ».
داریل زاناک مدیر اجرایی فوکس قرن بیستم، سال 1946
در سال 1964 ، موقعیت شغلی داریل زاناک در تاریخ صنعت سرگرمیبه قدر کافی تثبیت شده بود، چراکه وی به عنوان مدیر اجرایی و تهیه کننده فیلم بیش از 100 فیلم سینمایی برای پرده بزرگ نقره یی (سینما) تهیه کرده بود. با این حساب چه کسی میتواند وی را به خاطر کم اهمیت تلقی کردن قدرت صفحه آبی کوچک (تلویزیون) سرزنش کند. من فکر میکنم اگر زاناک امروز زنده بود، او هم مثل همه ما با دیدن برنامه های جدید تلویزیون هیپنوتیزم میشد .
سومین پیش بینی اشتباه
«احتمالاً تا 10سال آینده جاروهایی با نیروی هسته یی تولید و به بازار عرضه میشود ».
الکس لویت رئیس شرکت لوی وکیوم، سال 1955
در دهه 1950 تنها موضوع بدیهی این بود که انرژی اتمیاجتناب ناپذیر است، بنابراین وقتی الکس لویت رئیس شرکت تازه تاسیس جاروسازی نیوجرسی از روزهایی خبر داد که طی آن در خانه هر فرد امریکایی یک جارو با نیروی اتمیهست که خاکروبه ها را میمکد، چندان موجب شگفتی کسی نشد. به یاد داشته باشید این ادعا زمانی مطرح شد که رنگ ها را با رادیوم آغشته میکردند تا بوم نقاشی در تاریکی بدرخشد. در آن زمان کاربردهای صلح آمیز مواد رادیواکتیو را همانند کاربرد آزبست بی خطر میدانستند .
چهارمین پیش بینی اشتباه
«هیچ دلیلی وجود ندارد که کسی بخواهد در خانه اش کامپیوتر داشته باشد ».
کن اولسن بنیانگذار شرکت دیجیتال اکویپمنت در سال 1997
شرکت دیجیتال اکویپمنت با عرضه محصولات جدید در10 سال گذشته مشهور شده است، اما در دهه 1970 این شرکت یکی از شرکت های مهم در عرصه محاسبه بود. توجیه گران این نظر اولسن رئیس شرکت دیجیتال اکویپمنت میگویند وی این سخن را زمانی ابراز کرده است که کامپیوتر های شخصی به شکلی که ما امروزه میشناسیم هنوز اختراع نشده بود اما باید دانست کامپیوترهای شخصی همانند MISA Altair دو سال پیش از آن وارد بازار شده بود. به بازار آمدن کامپیوترهای شخصی IBM چهار سال پس از این ابراز نظر اولسن باعث شد این نظر به عنوان یکی از پیش بینی های بزرگ اشتباه دنیای فناوری شناخته شود .
پنجمین پیش بینی اشتباه
«همه پیش بینیهایی که امروزه درباره سال 1996 صورت میگیرد، بیانگر ادامه رشد شدید اینترنت است. اما من پیش بینی میکنم اینترنت به زودی به سرنوشت ابرنواختر دچار میشود و در سال 1996 مرگ فاجعه بار آن روی میدهد ».
رابرت متکالف بنیانگذار 3com ، سال 1995
متکالف علاوه بر اینکه یکی از پیشگویان افسانه یی تکنولوژی و فناوری است و علاوه بر اینکه به خاطر ابداع اینترنت بسیار از وی تقدیر شد، یکی از ستون نویس های نشریه Infoworld است. و در همین نشریه بود که متکالف تاسف انگیزترین اظهارنظر عمرش را بیان کرد. در حقیقت او حتی قول داد اگر این پیشگویی غلط از آب درآمد، حرفش را پس بگیرد. متکالف برای حفظ اعتبار خود، به قولش عمل کرد و در سال 1999 طی یک سخنرانی کنفرانس بین المللی وب جهان گستر، نسخه یی از پرینت آن مقاله را با آب مخلوط کرد و پیش چشم تعداد زیادی از حاضران خورد .
ششمین پیشگویی اشتباه
«اپل مرده است ».
ناتان میروالد مسوول قبلی فناوری مایکروسافت سال 1997
منصفانه باید اذعان کرد زمانی که ناتان میروالد این گونه اظهارنظر کرد، تقریباً همه کسانی که در صنعت کامپیوتر بودند، فکر میکردند زمان مرگ اپل فرا رسیده است .
چه کسی میتوانست پیش بینی کند یک دهه بعد همان شرکت به شدت سهمش را در بازار کامپیوترهای شخصی افزایش دهد و همزمان بخش عمده بازار موسیقی دیجیتال را به خود اختصاص دهد و به سرعت بر بازار گوشی های هوشمند تلفن همراه مسلط شود؟
هفتمین پیش بینی اشتباه
«تا دو سال دیگر مشکل اسپم حل میشود ».
بیل گیتس بنیانگذار مایکروسافت، سال 2006
طبق تخمین های کنونی حدود 92 درصد از کل پیام های ای میل در سرتاسر جهان را اسپم (پیامهای تبلیغاتی ناخواسته) تشکیل میدهد. و به نظر نمیرسد به این زودی ها نیز این مشکل حل شود .
برگرفته از: cloob.com
هنگامی که از اینترنت برای نخستین بار در مقاصد نظامی استفاده میشد، هیچکس نمی توانست کاربردهای وسیع آن را در آینده ای نزدیک پیشبینی کند. اینترنت، امروزه به عنوان جزء لاینفک زندگی بسیاری از مردم، در سازمانها، شرکت ها و حتی خانه ها راه یافته و زندگی آنها را تحت تأثیر قرار داده است.
اینترنت، کاربردهای بسیار زیادی در زندگی مردم دارد. افراد مختلف، بسته به شرایط سنی و مقتضیات کاری و تخصصی خود، از اینترنت استفاده های مختلفی می کنند. پاره ای از کاربردهای معمول اینترنت عبارتند از:
- جستجوی مقالات و مطالب علمی و تخصصی
- آگاهی از جدیدترین اخبار
- تفریح و سرگرمی
- افزایش معلومات عمومی در زمینه های مختلف
- گفتگوی اینترنتی و تشکیل اجتماعات آنلاین
اما نگاه کارآفرینانه به اینترنت چیست؟
اینترنت یک شاهراه کسب درآمد است! از اینترنت می توان پول به دست آورد. می توان یک کسب و کار راه اندازی نمود، خرید و فروش کرد و از طریق آن امرار معاش نمود. بنابراین، اینترنت یک فرصت جدید است. فرصتی که تنها با یک نگاه کارآفرینانه قابل کشف است! یک کارآفرین می تواند از این فرصت استفاده کند و به موفقیتهای بزرگی دست یابد.
کسب و کار اینترنتی چیست؟
کسب و کار اینترنتی به کسب و کاری گفته می شود که به صورت الکترونیکی و از طریق شبکه اینترنت انجام می پذیرد. در این نوع از کسب و کارها، شرکاء، فروشندگان و مشتریان با استفاده از تکنولوژی وب با یکدیگر در تعامل هستند. ارتباط طرفین با یکدیگر در این نوع کسب و کارها بسیار ساده و در 24 ساعت شبانه روز و 7 روز هفته امکان پذیر است.
یک کسب و کار اینترنتی، تنها به خرید و فروش محصولات از طریق اینترنت محدود نمی گردد بلکه ارائه خدمات به مشتریان و تشریک مساعی بین شرکاء کسب و کار را نیز شامل می شود.
تفاوت کسب و کار اینترنتی با تجارت الکترونیکی
بسیاری از افراد، کسب و کار اینترنتی (E-Business ) را با تجارت الکترونیکی (E-Commerce ) اشتباه می گیرند در حالیکه این دو مبحث با یکدیگر متفاوتند. به عبارتی E-Business به مجموعه فعالیتهای مربوط به کسب و کار از جمله مباحث بازاریابی، مالی، خرید و فروش، ارتباط با مشتریان، خدمات پس از فروش، همکاری با سرمایه گذاران و... که از طریق شبکه اینترنت انجام میگیرد اطلاق میشود در حالیکه E-Commerce تنها شامل مسائل مربوط به خرید و فروش از اینترنت می باشد و خود، زیرمجموعه ای از E-Business است.
انواع کسب و کارهای اینترنتی
امروزه، کسب و کارهای اینترنتی بسیار متنوعند. اما به طور کلی آنها را میتوان آنها به 10 گروه عمده تقسیم بندی کرد:
1- ایجاد اجتماعات آنلاین
2- خرید، فروش و حراج کالاهای مختلف
3- تبلیغات اینترنتی
4- ارائه خدمات تخصصی به دیگران
5- ایجاد امپراطوری اطلاعات، اخبار و آموزش
6- تهیه و ارائه نرم افزارهای مختلف
7- چند رسانه ای یا مالتی مدیا
8- پیوستن به شبکه های واسطه گری
9- خدمات مربوط به ایمیل
10- سرمایه گذاری مشترک
هرکدام از کسب و کار اینترنتی را می توان در یکی از این ده گروه جای داد. هر شخصی، بر حسب علاقه و توانایی هایی که دارد میتواند در یکی از این گروهها، کسب و کار خود را پایه ریزی کند. جزئیات بیشتری در مورد انواع کسب و کارهای پر درآمد اینترنتی در بخشهای بعد ارائه شده است.
چرا کسب و کارهای اینترنتی؟
انتخاب یک کسب و کار اینترنتی نسبت به سایر کسب و کارها مزایای زیادی دارد از جمله:
* راه اندازی ساده: یک کسب و کار آنلاین را می توان در چهاردیواری خانه نیز انجام داد. تمام چیزی که نیاز دارید فقط یک کامپیوتر است با امکان دسترسی به اینترنت به اضافه پنج مهارت کسب و کار آینده ساز جامعه اطلاعاتی که در بخش قبل بیان شد.
* سرمایه گذاری مالی اندک: گرانترین تجهیزات مورد نیاز در یک کسب و کار اینترنتی، یک دستگاه کامپیوتر است که امروزه در اکثر خانه ها وجود دارد. برای شروع یک کسب و کار کوچک اینترنتی نیاز به اجاره دفتر کار، مبلمان، تجهیزات اداری، قفسه و ... ندارید.
* پتانسیل رشد زیاد: تصور کنید یک فروشگاه به صورت 24 ساعته و 7 روز در هفته برای مشتریان باز باشد. مشتریان میتوانند در هر لحظه از شبانه روز به اطلاعات کاملی از محصولات شما دسترسی داشته باشند در حالی که شما با آرامش در رختخواب دراز کشیدهاید و هنگامی که شما در حال خواب دیدن هستید به حساب شما پول واریز میشود!
* ساعات کاری انعطاف پذیر: یک کسب و کار آنلاین ساعات و شرایط انعطاف پذیر کاری و مطابق با میلتان را به شما میدهد. دیگر نیازی نیست رأس ساعت 7 صبح در اداره حاضر باشید! می توانید حتی ساعت 2 صبح هنگامی که اطرافیانتان در خواب هستند با آرامش و در حالیکه لباس راحتی بر تن دارید در رختخوابتان دراز بکشید و با استفاده از یک Laptop کارها را انجام دهید!
* رقابت با بزرگان: یک کسب و کار اینترنتی می تواند شما را به یک رقیب برای شرکتهای بزرگ تبدیل سازد. همانگونه که ایجاد کنندگان شرکتهای بزرگی چون Amazon و eBay با استفاده از یک کامپیوتر و یک اتاق کوچک، کار خود را شروع کردند شما نیز می توانید به موفقیتهای بزرگی دست یابید. داشتن یک کسب و کار آنلاین به این معنی است که شما میتوانید حتی یک کسب و کار بینالمللی داشته باشید. در این حالت، مشتریان میتوانند از سراسر دنیا به سایت شما دسترسی داشته باشند.
* ارتباط ساده با مشتری: در کسب و کارهای سنتی، مکانیزم فروش عمدتاً از طریق نمایندگیها و به صورت بسیار محدود صورت می گرفت. اما در دنیای کسب و کارهای اینترنتی، هر مشتری یک بازار هدف فردی است. در حال حاضر، در این بازار با بیش از 600 میلیون کاربر اینترنت که هر کدام یک بازار هدف هستند روبرو می باشید. شما می توانید با استفاده از پست الکترونیکی و سایر قابلیتهای وب، اطلاعات مورد نیاز مشتری را به سادگی برایش ارسال کنید یا او را در جریان روند ارسال سفارش قرار دهید. همچنین ارتباط زنده با مشتری از طریق chat یا سیستم پیغام سریع به سادگی امکان پذیر است. به علاوه می توانید خبرنامه و کاتالوگ محصولات خود را بدون سرو کله زدن با اداره پست برای آنها ارسال کنید.
* قابلیت مکانیزه کردن کارها: یک کسب و کار اینترنتی باعث میشود که شما بتوانید در یک زمان هم مدیر باشید، هم منشی و هم مسئول خدمات پس از فروش! زیرا نرمافزارهای مکانیزاسیون برای اکثر فعالیت های کسب و کارتان به وفور در اینترنت یافت می شوند. همچنین اکثر آنها رایگان بوده و به سادگی قابل دریافت هستند. با استفاده از آنها می توانید در هزینه و زمان تا حد بسیار زیادی صرفه جویی کنید.
با وجود چنین مزایایی، کارآفرینی در اینترنت بسیار ساده تر از کارآفرینی در فضای خارج از اینترنت است؛ به خصوص که این گونه کسب و کارها نیاز زیادی به سرمایه اولیه ندارند. این کتاب به شما کمک می کند تا مسیر های موفقیت در کسب و کار اینترنتی را به سرعت و به طور صحیح طی کنید و از بسیاری از اشتباهات این راه بر حذر باشید.
موانع کسب و کارهای اینترنتی
کسب و کارهای اینترنتی نیز مانند سایر کسب و کارها، موانع مربوط به خود را دارند. این موانع در کشورهای درحال توسعه ممکن است بیشتر از کشورهای توسعه یافته باشد.
در حال حاضر در کشور ما نبودن زیرساختهای مخابراتی مناسب، مشکلات سیستم بانکی در ارائه خدمات الکترونیکی مانند کارتهای اعتباری و فراگیر نشدن فرهنگ خرید و فروش در اینترنت از جمله موانعی هستند که بر سر راه کسب و کارهای اینترنتی قرار دارند. اما با وجود این موانع، افراد زیادی از این طریق کسب درآمد می کنند. این افراد، کارآفرینانی هستند که ثابت کرده اند با وجود چنین موانعی می توان دست به کارآفرینی در اینترنت زد و موفق شد.
البته با نگاهی به آمارهای رو به رشد مربوط به اینترنت از جمله افزایش تعداد کاربران اینترنت و سایتهای ایرانی، افزایش شرکتهای ارائه دهنده خدمات اینترنتی ، بهبود خدمات اینترنتی و فشار نیازهای موجود برای استفاده از اینترنت در خرید و فروش می توان دریافت که دیر یا زود همه این موانع برطرف خواهند شد و در آن زمان کسی برنده است که زودتر شروع کرده باشد. به گفته کارشناسان بازاریابی و کسب و کار:
«سعی کنید اولین باشید. زیرا همیشه اولین نفر، رهبری میکند!»
راز موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی
موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی نیازمند سه عامل اساسی است:
1- انتخاب کسب و کار مورد علاقه
2- آگاهی، دانش و مهارت لازم
3- تلاش و پشتکار
رازی در کار نیست! تنها با داشتن این سه عامل اساسی می توانید یک کسب و کار موفق اینترنتی را راه اندازی کرده و اداره کنید.
اولین عامل موفقیت، «عشق» است! شما باید کاری را انجام دهید که عاشق آن هستید. کاری که حتی فکر کردن به آن برایتان هیجان داشته باشد. قبل از شروع هر کسب و کاری فکر کنید. آیا واقعاً به آن علاقه دارید؟ آیا عاشق آن هستید؟آیا نسبت به انجام آن کار هیجان دارید؟ مهم نیست چه زمینه کاری را انتخاب کرده باشید! فروش کتاب، سخت افزار، پوشاک یا هر چیز دیگر فرقی نمی کند. مهم این است که شما آن را دوست داشته باشید!
دومین عامل موفقیت داشتن «علم و مهارت کافی» برای انجام کسب و کارهای اینترنتی است. به دلیل وجود تفاوتهای اساسی میان دنیای مجازی اینترنت و دنیای واقعی، بعضی از قوانین کار تا حدودی با هم متفاوتند. کسب و کار در اینترنت دانش خاص خود را می طلبد. البته نگران نباشید! ما آن را در این کتاب به شما خواهیم آموخت. یادگیری این دانش چندان دشوار نیست.
عامل سوم موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی داشتن «پشتکار زیاد» است. برای موفقیت نیاز نیست حتماً پول زیاد و مدرک دانشگاهی بالا داشته باشید! پشتکار زیاد و ایمان به موفقیت می تواند جای این دو عامل را پر کند. البته داشتن پول و مدرک دانشگاهی به سرعت انجام کار کمک می کند ولی بدون آنها هم می توان موفق شد! کافیست تسلیم شکست نشوید و از پای ننشینید. اگر احساس می کنید که نمیتوانید چنین پشتکاری داشته باشید بهتر است همین حالا با دنیای جذاب کسب و کارهای اینترنتی خداحافظی کنید!
دلایل شکست کسب و کارهای اینترنتی
آیا می دانید 95 درصد از کسب و کارهای اینترنتی در جهان شکست می خورند؟ ناراحت کننده است اما واقعیت دارد! قصد ما از گفتن این مطلب، ترساندن کسانی نیست که می خواهند تازه وارد این کار شوند بلکه به این علت است تا حقایقی را به شما گفته باشیم، قبل از این که دیر شود!
«شتابزدگی» و «نداشتن مهارت کافی» دو عامل اساسی شکست در کسب و کارهای اینترنتی می باشند. پول درآوردن یک کار جدی است؛ خواه در دنیای اینترنت باشد خواه در دنیای واقعی! بنابراین باید نهایت دقت و جدیت را در کار خود داشته باشید.
بی شک، اینترنت یک معدن طلا نیست بلکه مانند یک الماس تراش داده نشده است که برای هرکسی قابل استفاده نمی باشد. کسب و کار در اینترنت بدون داشتن مهارت کافی و یک دیدگاه سیستماتیک، برابر است با از دست دادن زمان و سرمایه. داشتن مهارتهای کسب و کار هم مادرزادی نیست. 99 درصد از انسانهای موفق، مهارتهای لازم را به صورت اکتسابی به دست آورده اند.
برای اینکه شکست نخورید آرزوهای خود را دنبال کنید و آنها را اولویت اصلی خود قرار دهید، صبر داشته باشید، خودتان را باور کنید و هرگز تسلیم نشوید. اگر به این چند قانون ساده عمل کنید مطمئن باشید جزو آن 95 درصد نخواهید بود.
به گفته «رائو » یکی دیگر از کارشناسان کسب و کارهای اینترنتی: «کسی که انرژی و استعداد دارد شاه است، کسی که فقط انرژی دارد شاهزاده است و کسی که فقط استعداد دارد گدا است!»
نقشه راه موفقیت
برای موفقیت و رسیدن به هدف، نیاز به یک نقشه داریم. بسیاری از افراد بدون اینکه مسیر حرکت را بدانند، سعی میکنند یک کسب و کار جدید را شروع نمایند ولی بعد از ماهها تلاش و صرف هزینه و زمان متوجه میشوند راه را اشتباه آمده اند. بنابراین با ناامیدی تسلیم شده و از آن کسب و کار خارج میشوند؛ فقط به این خاطر که راه درست را نمی دانستند و نقشه ای برای حرکت نداشتند.
برای موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی باید 10 مرحله را طی کنید. این مراحل تمام آن چیزی است که در زمینه کسب و کارهای اینترنتی لازم است بدانید. ترتیب انجام این مراحل بسیار مهم است بنابراین برای این که در مسیر صحیح قرار داشته باشید این 10 مرحله را به ترتیب انجام دهید.
مسیر حرکت موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی به صورت زیر است:
1- شناسایی فرصت ها و انتخاب بازار هدف
2- انتخاب محصول/ خدمات مورد علاقه
3- انتخاب نام دامین و هاستینگ مناسب
4- طراحی یک سایت کسب و کار
5- ایجاد یک موقعیت بی همتا در اینترنت
6- ارائه محصولات رایگان و کتابهای الکترونیکی
7- بازاریابی با استفاده از ایمیل
8- ارتقاء در موتورهای جستجو
9- تبلیغات اینترنتی
10- ارتباط مناسب با مشتریان
مهندس اشکان فرخ حیاتی
نوشته شده توسط رضوی
برگرفته از: portal.razdanesh.com
عمر کارآفرینی در تمام کسب و کارها در کلیه مقیاسها خودش رانشان می دهد، از یک کسب و کار در حال آغاز در یک گاراژ کوچک گرفته تا یک شرکت کارآفرینی که عضو ۵۰۰ شرکت برتر جهان است .
این چرخه با یک کارآفرین آغاز میشود که یک فرصت را کشف میکند، سازمانی را جهت پیگیری این فرصت ایجاد میکند، منابع مورد نیاز را جمع آوری میکند، یک طرح عملی را پیاده میسازد، ریسکها و نتایج مثبت کار را محاسبه می کند و تمام اینکارها را در یک بازه زمانی معین انجام میدهد. در این مقاله، ۷ مرحله ای که در یک چرخه عمرکارآفرینی وجود دارد ارائه شده است :
کارآفرینان در روابط بین مدیریت مالی و تدوین استراتژی کسب و کار نقش فعالی دارند. این مسئله اختلاف عمده بین مدیریت کارآفرینانه با مدیریت در سایر کسب و کارها می باشد. تقریباً در تمامی موارد، شخصی که تصمیم میگیرد، با یک ریسک فردی مواجه است. برترین اتفاقی که برای یک فرد کارمند در این حالت پیش می آید از دست دادن کارش خواهد بود اما برای کارآفرینان از دست دادن خانه، اعتبار فردی، زندگی و همچنین تخریب روابط خانوادگی می باشد.پیتر دراکر خاطر نشان می کند که برای شرکتهای بزرگ موجود، در عبارت «مدیریت کارآفرینانه» تأکید بر روی کلمه کارآفرینانه است. در هر کسب و کار جدید دارای ریسک، کلمه مورد تأکید «مدیریت» است. بنا بر این هدف ما در این مقاله تأکید برواژه «مدیریت» بعنوان یک اصل برای کارآفرینان است. ما مدیریت کارآفرینانه را بمعنای کسب دانش کارآفرینانه و بکار بردن آن در جهت افزایش تأثیر گذاری یک کسب و کار کوچک و یا متوسط و یا یک ایده دارای ریسک تعبیر میکنیم . قلب مدیریت کارآفرینانه برخورد دائم با موضوعات مدیریتی زیر است :
ایده متهورانه شما چیست؟ (مأموریت و ارزشها )
قرار است این ایده به کجا برسد؟ (اهداف و مقاصد )
روش رسیدن به اهداف چیست؟ (استراتژی رشد )
چه چیزهایی مورد نیاز است تا بتوان به این اهداف رسید؟ (افراد و منابع مالی )
چه ساختاری برای آن بهتر است؟ (ظرفیتهای سازمانی )
چه مقدار سرمایه و چه زمانی نیازمند است؟ (استراتژی مالی )
چه زمانی به مقصد نهایی می رسد؟ (چشم انداز موفقیت )
چرخه کارآفرینی
این موضوعات مهم مدیریتی در چرخه کارآفرینی اهمیت زیادی ندارند .
چرخه کارآفرینی در تمام کسب و کارها در کلیه مقیاسها خودش را نشان میدهد، از یک کسب و کار در حال آغاز در یک گاراژ کوچک گرفته تا فعالیتهای کارآفرینی سازمانی در ۵۰۰ شرکت برتردنیا. این چرخه با یک کارآفرین آغاز میشود که فرصتی را کشف میکند، سازمانی را جهت پیگیری این فرصت ایجاد میکند، منابع مورد نیاز را جمع آوری میکند، طرحی عملی را پیاده میسازد، ریسکها و نتایج مثبت کار را محاسبه میکند و تمام این فعالیت ها را در یک بازده زمانی معین انجام میدهد .
بعضی اوقات گفته می شود که کارآفرینی مانند رانندگی سریع، بر روی یک جاده یخ زده است. ماترجیح میدهیم که کارآفرینی را کم خطر تر و روشمند تر بیان کنیم .
کارآفرینی یک فرآیند حل مسئله مداوم است، درست مانند چیدن یک پازل بزرگ. در گذاشتن قطعه اول پازل ماگیج میشویم، راه را نمیدانیم و مسیر به خوبی قابل تشخیص نیست .
تمام فعالیتهای کارآفرینانه از یک فرآیند پیروی نمیکنند اما تحقیقات ما نشان میدهد که مراحلی که ماذیلاً ارائه میکنیم، تقریباً در اکثر کسب و کارهای روبه رشد به چشم میخورد. اندازه، سود دهی، تعهد، پیچیدگی، مقیاس، ساختار سازمانی، کاهش ریسک،افزودن ارزش و درگیری کمتر مؤسس در هر مرحله وجود دارد .
ما بر این باوریم که با دانستن و درک این مراحل کارآفرینان ، مدیران کسب و کار، سرمایهگذاران و مشاوران قادر خواهند بود که تصمیمات آگاهانه تر بگیرند و اغلب آنها خودشان را برای چالشهای پیش رو آماده میسازند .
۷ مرحله چرخه عمر کارآفرینی به شرح زیر است :
مرحله ۱– تشخیص فرصت
دوره شکل گیری تحت عنوان« قبل از آغاز» مورد تحلیل واقع میشود . این مرحله اغلب زمان قابل توجهی نیاز دارد که از یک ماه تا ۱۰ سال متغیر است .
در این مرحله تحقیق و درک ابعاد فرصت و مفهوم آن و تعیین اینکه آیا این فرصت مناسب است یا خیر از اهمیت زیادی برخوردار است. اشخاصی که قصد ایجاد یک کسب و کار را دارند باید از درون به کنکاش خود بپردازند تا بدانند که آیا حقیقتاً آمادگی کارآفرینی را دارند؟ اکثریت غالب مردم از جمله مخترعین معمولاً از این مرحله عقب نشینی نمیکنند و امکان کارآفرینی را بررسی میکنند .
مرحله ۲- تمرکز بر روی فرصت مورد نظر
این مرحله برای کارآفرینان اهمیت زیادی دارد . این مرحله، مرحله شک و تردید است که آنها ایدههای مختلفی را در ذهن دارند و نمیدانند کدامیک را برگزینند .
یکی از سرمایه گزاران خطر پذیر Evgene Kleine میگوید: «تمرکز بر روی یک فرصت بسیار مهم است. ممکن است بعدها این امکان وجود داشته باشد که شاخههای دیگری از کسب و کار را نیز ایجاد نمود اما فاز اول در یک شرکت باید دقیقاً بر روی یک فعالیت خاص متمرکز شود» بهتر است اهداف کسب و کار خود را دقیقاً تعیین نمائید زیرا ممکن است اشخاص مختلف بر روی یک فرصت واحد سرمایه گذاری کنند ولی به نتایج کاملاً متناقضی برسند .
مرحله ۳- تعهد
اغلب کارآفرینان، تشکیل کسب و کار و ترک شغل روزانه خود را تعهد به کسب و کار جدید میدانند. ولی این مرحله، در حقیقت باید با تهیه طرح تجاری آغاز گردد. تفاوت بسیاری میان تشریح یک فرصت و تحقیق و نوشتن یک طرح تجاری(طرح کسب و کار) وجود دارد. نوشتن یک طرح موثر تجاری نیازمند سطح جدیدی از درک و معلومات و همچنین تعهد بسیار میباشد. این فرآیند بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ ساعت زمان میبرد بنا بر این اگر بعد از ظهرها و تعطیلات آخر هفته را نیز کار کنید این مرحله میتواند به سه تا ۱۲ ماه تقلیل یابد. اشتباهی که معمولاً کارآفرینان مرتکب میشوند آن است که طرح تجاری را نادیده میگیرند. و سپس سایر منابع را جمع آوری می نمایند، ایده مورد نظر را آغاز میکنند و سپس پیگیری نموده و تلاش میکنند نقطه تمرکز فعالیت مورد نظر برای تبدیل ایده به یک کسب و کار تجاری را دقیقاً تعیین نمایند .
مرحله ۴ – ورود به بازار
سود دهی و موفقیت، تعیین کننده این مرحله هستند: فرض کنید کارآفرین کسب و کار کوچکی را با سازمانی ساده ایجاد نموده است، منابع مورد نیاز خود را با توجه به طرح تجاریاش تخصیص داده است و اولین فروش محصولاتش نیز انجام شده است. چیزی که موفقیت کسب و کار را در همان مراحل اولیه تعیین میکند این است: اگر مدل کسب و کار سود ده باشد، اهداف معقولی در نظر گرفته شده باشند و کسب و کار در راه کسب سلامت اقتصادی پیش برود، کارآفرین میتواند در این مرحله به رشد کسب و کار خود و یا کوچک ماندن این کسب و کار به حدی که با سرمایه شخصی قابل تأمین باشد، فکر کند .
مرحله ۵- راه اندازی کامل و رشد
در این مرحله، کارآفرین باید یک راهکار خاص با بیشترین میزان رشد را انتخاب نماید. معمولاً کارآفرین در این مرحله و بهنگام بررسی راههای ممکن، ترجیح میدهد که کسب و کار مورد نظرش کوچک بماند و هیچگاه از این مرحله نمیگذرد و یا احتمالاً تنها مالک کسب و کار باقی میماند. و یا ممکن است این ایده جدید در حد یک کسب و کار و فعالیت ساده بماند، که البته تمام ایدههای جدید نمیتوانند و یا این ظرفیت را ندارند که تبدیل به شرکتهای بزرگ شوند. دلایل عدم رشد سریع ممکن است این باشد که فضای کافی در بازار برای رشد وجود نداشته باشد و یا محصولات و سیستم های مدیریت مورد نظر مقیاس خاصی نداشته باشند و یا اینکه این رشد سریع برای مدیریت چالش بزرگی ایجاد کند که نتواند از عهده آن برآید .
مرحله ۶ – بلوغ و توسعه
اکنون کسب و کار شما تبدیل به رهبر بازار گردیده است. در این حالت رشد یک کسب و کار، در حقیقت گسترش طبیعی یک ایده خوب از طریق روشهای حرفهای مدیریتی خواهد بود. این گروه حرفهای مدیریتی، استراتژی رشد این ایده را از طریق توسعه در سطح جهانی،اخذ تسهیلات و یا ادغام شدن با سایر شرکتها پیاده سازی میکند که از این طریق نقدینگی افزایش و کمبودها رفع میشود .
مرحله ۷ – ارزش
مرحله آخر مرحله بهره برداری از نتیجه کار است. در این مرحله ارزش ایجاد شده در طی مراحل قبلی از طریق ارزیابی خروجی کار مورد بهره برداری قرار میگیرد .
متأسفانه اغلب ادبیات کارآفرینی بر مراحل قبلی تأکید دارد و توجه کمی به خروجی کار معطوف شده است. ما از روی تجربه میدانیم که خروج موفق از یک کسب وکار عامل مهمی در چرخه عمر کارآفرینی است، چه برای کارآفرین وچه برای فردی که سرمایه گذاری نموده است .
مهمترین چالشی که یک کسب و کار جدید با آن مواجه است این است که کارها در جای خود انجام شوند. دانستن اینکه چه کار باید کرد و در چه مرحله ای، بسیار مهم است. به ویژه اینکه کارآفرین معمولاً زمان و منابع محدودی دارد .
آقای کریگ. دبلیو جانسون، رئیس گروه Venture Law ، در جایی گفته است که ایجاد یک شرکت بیشتر شبیه به موشک هوا کردن است. اگر به هنگام پرتاب موشک شما فقط به اندازه کمتر از یک درجه خطا داشته باشید ممکن است هزاران مایل از مسیر منحرف شوید. درک چرخه عمر کارآفرینی به کارآفرین کمک میکند که در مسیر صحیح پیش برود و موفق شود .
منبع: روزنامه تفاهم
نویسنده : Venture Law ، مترجم: مهتا وزوایی
برگرفته از: businessplan.ir
به زبان ساده, ”کارآفرینی“ همان فرآیند تاسیس یک کسبوکار (شرکت) برمبنای یک فکر و ایده نو است. یک یا گروهی از افراد که به آنها ”کارآفرین“ میگوییم, فرصتی نوین را کشف کرده ویا خلق میکنند و برپایه آن شرکت یا موسسهای خصوصی را بنیان نهاده و دل را به دریا زده و وارد عرصه بازار و رقابت میشوند. کارآفرینی نیازمند وجود فرهنگ خاصی است. هر فردی نه توانایی و نه تمایل به کارآفرینی دارد. به همین علت و باتوجه به اهمیت کلیدی کارآفرینی در اقتصادهای نوین (ایجاد شرکتهای کوچک و متوسط), کشورهای مختلف مصممانه برنامههای مفصلی را برای بسط چنین فرهنگی در جامعه خود تدارک دیدهاند تا بتوانند همچنان مسیر رشد و پویاییشان را ادامه دهند. موفقترین کشور در این زمینه, آمریکا است. متاسفانه در کشور ما, افراد بیشتر روحیه ”کارمندی“ دارند تا کارآفرینی و ریسکپذیری. امیدواریم مدیران کشور بکوشند برمبنای یک برنامهریزی جدی, به ارتقای فرهنگ کارآفرینی در کشور نایل آیند.
تعریف فرهنگ
”فرهنگ“ را میتوان مجموعهای از باورها, آیینها, اندیشهها, آداب و رسوم, و ارزشهای حاکم بر یک جامعه دانست. به دیگر سخن, فرهنگ مقولهای است که در سطح جامعه و گروه, و در تعامل میان آنها معنا مییابد و شیوه برقراری ارتباط و تعامل را میان افراد آن جامعه بیان میکند. برمبنای فرهنگ است که افراد تجارب, تصورات و عقاید خود را با یکدیگر مبادله میکنند. فرهنگ را میتوان نظامی فکری دانست که در گفتار و رفتار جامعه متجلی میشود. در یک نگرش کلی و جامع, ”فرهنگ“ شیوه و اسلوب زندگی است. از این منظر, فرهنگ مقولهای است در حال تحول, که از بسیاری از شرایط اجتماعی, اقتصادی و سیاسی حاکم بر جامعه تاثیر میپذیرد.
اگر از دیدگاه ”شیوه زندگی“ به فرهنگ بنگریم نمیتوانیم آن را از مقوله کار و نحوه کسب درآمد جدا بدانیم. کار و فرهنگ همواره و در تمام جوامع بر یکدیگر تاثیر متقابل داشتهاند. روشهای رایج کسب درآمد تا حد زیادی بر نحوه رفتار افراد و تعامل آنها با یکدیگر موثر است. گسترش کارآفرینی نیز به عنوان عامل ایجاد اشتغال و تولید ثروت در جامعه, نتایج فرهنگی ویژهای را در پی خواهد داشت که قابل تامل و بررسی است.
فرهنگ کارآفرینی
ارتباط میان کارآفرینی و فرهنگ, از دو سو قابل بحث است. از یک سو, نتایج کارآفرینی است که بر جامعه تاثیر میگذارد و از سوی دیگر, خود فرآیند کارآفرینی و فرهنگ حاکم بر آن است که هم متاثر از مبانی فرهنگ جامعه است و هم میتواند در آن تحولات اساسی ایجاد کند.
از یک سو, کارآفرینی با ایجاد فرصتهای شغلی و تولید ثروت و بهبود شرایط اقتصادی, پیشزمینهای اساسی برای ارتقای سطح فرهنگی جامعه است. با برآوردهشدن نیازهای اولیه معیشتی, زمینه برای بروز نیازهای عالیتر انسانی فراهم میشود که اگر در مسیری درست هدایت شود, به شکوفایی و تعالی انسانها و جامعه میانجامد.
علاوه بر این نوآوری که از مشخصههای اساسی کارآفرینی است, منجر به تولید محصولات جدیدتر و ارایه خدمات جدیدتر و متنوعتر شده و به این ترتیب قدرت انتخاب مردم افزایش یافته و زندگی سادهتر میشود. با بالارفتن سطح رفاه و آسایش و افزایش اوقات فراغت, فرصتهای بیشتری برای فعالیتهای فرهنگی ایجاد میشود. این امر در درازمدت موجب تشکیل و گسترش تشکلهای مردمی میشود که با هدایت مناسب آنها میتوان گامهای بلندی در جهت ارتقای فرهنگی جامعه برداشت.
از سوی دیگر, نحوه شکلگیری و ثمربخشی کارآفرینی, روشها و شیوههای خاصی را میطلبد که بر پایه باورها و ارزشهای ویژهای استوار شده است. مجموعه این روشها و باورها را میتوان یک فرهنگ تلقی نمود. در واقع فرآیند کارآفرینی در بطن خود فرهنگ خاصی را نهفته دارد. این فرهنگ را میتوان همان فرهنگ حاکم بر شرکتهای کارآفرینی کوچک دانست: مفهوم مشترکی است که اعضای شرکت پذیرفتهاند و ارزشها, باورها و روشهای مشترکی است که بر فعالیت شرکت حاکم است. ویژگیهای این فرهنگ را به طور خلاصه میتوان در چند عنوان کلی بیان کرد:
1-3. کارآفرینی, فرهنگ درک تغییر و کشف فرصت
کارآفرینان و شرکتهای کارآفرین همگام با تغییرات گام برمیدارند و میکوشند فرصتهای ایجادشده در جریان این تغییرات را کشف و از آنها بهرهبرداری کنند. همگامی با تغییرات مستلزم بستری فرهنگی است که به تغییر بها میدهد و به استقبال آن میرود. بستری که میتواند در صورت لزوم, رهیافتها و عملکردهای سنتی و قدیمی را کنار گذاشته و رهیافتهای نوینی را برگزیند.
در عمیقترین لایههای فرهنگ کارآفرینی یک باور اساسی نهفته است و آن اینکه:
”نمیتوان در امواج سهمگین تحولات, جزیرهای کوچک و باثبات ساخت و با قراردادن حصارهای بهظاهر مستحکم, جامعه را از تبعات مثبت و منفی تحولات مصون نگاه داشت“.
این باور اساسی در جوامعی که به تعمیق و گسترش مبانی فرهنگی خود اهتمام ویژهای دارند, باوری ارزشمند و سرنوشتساز است. دنیا به سوی جهانشدن پیش میرود. با گسترش سیستمهای اطلاعاتی و ارتباطی, مرزهای فرهنگی میان ملتها روزبهروز کمرنگتر میشود. فرهنگها در دنیای آینده تعاملی نزدیک و گسترده دارند. فرهنگ کشورهای پیشرفته و ارزشهای حاکم بر آنها, چه درست و چه نادرست, همچون سیل عظیمی موجودیت فرهنگی سایر ملتها را به خطر خواهد افکند. بنای یک سد عظیم، راه رویارویی با این سیل نیست. بلکه شناخت مسیر و پیریزی آبراههای مناسب بر سر راه آن است که میتواند آن را به سمت و سویی مناسب رهنمون شود. اگر میخواهیم در مسیر تحولات فرهنگی جهان آینده نقشی فعال و مثبت ایفا کنیم، باید این تحولات را بشناسیم، موجودیت آنها را بپذیریم و فرصتهای موجود در آنها را تشخیص دهیم و بهموقع از این فرصتها بهرهبرداری کنیم.
2-3. کارآفرینی، فرهنگ مشارکت
در مسیر کارآفرینی, افراد باید بتوانند در سایه مشارکت و در قالب کار گروهی, فعالیتها را انجام دهند تا شرکت پا بگیرد. بعلاوه در شرکتهای کوچک کارآفرین ساختار سازمانی سادهتری وجود دارد و سلسله مراتب, بسیار مختصر و مفید است. درحالیکه در ساختارهای منسجم و گسترده سازمانهای سنتی، سلسله مراتب گستردهای حکمفرماست. در این سازمانها فرهنگ ”تضمین امنیت شغلی“ در مقابل ”اطاعت“ شکل میگیرد. اما در کارآفرینیها بیشتر ساختار شبکهای وجود دارد و بهجای فرآیندهای عمودی، فرآیندهای افقی در آنها جاری است. با کمشدن سلسله مراتب و برداشتن مرزها، روابط بیشتر بر مبنای مشارکت و درک متقابل شکل میگیرد و اطاعت سهم کمتری در این ساختار تشکیلاتی دارد. در شرکتهای کوچک کارآفرین، کارکنان به تدریج میآموزند که چگونه در مواضع برابر با یکدیگر همکاری و مشارکت کنند و این همکاری را به سوی یک موقعیت برد-برد سوق دهند. بنای فرهنگ بر مفاهمه و گفتگو استوار است.
3-3. کارآفرینی، فرهنگ خلاقیت
فرهنگ کارآفرینی بر بهادادن به خلاقیت و نوآوری استوار است. کارآفرینان افراد خلاقی هستند که ایدههای نو تولید کرده و آن را در قالب یک شرکت به سرانجام میرسانند. بعلاوه در شرکتهای کارآفرین, کارکنان میتوانند به دنبال ناشناختهها بروند و روشهای جدید را به محک تجربه بگذارند. در این شرکتها افراد به خلاقیت و ابتکار عمل تشویق میشوند. بها دادان به خلاقیت نهتنها در درازمدت باعث رشد و توسعه شرکتها میشود، بلکه زمینه مناسبی را برای رشد و شکوفایی استعدادها و ظرفیتهای انسانی فراهم میکند. و این شکوفایی خود بستر مناسبی برای رشد فضایل اخلاقی و معنوی در انسانهاست.
4-3. کارآفرینی، فرهنگ استقلالطلبی و قبول مسؤولیت
کارآفرینان افرادی هستند که روحیه استقلالطلبی (روی پای خود ایستادن) را دارند و حاضرند مسؤولیت کار و اشتغال خود (و حتی دیگران) را برعهده گیرند. این افراد معتقدند باید برپایه تواناییها, شایستگیها و فکرهای خود, امرار معاش کنند و اساساً روحیه ”کارمندی“ ندارند. در ساختار سازمانهای گسترده و سنتی ”امنیت شغلی“ بهایی بود که در مقابل ”اطاعت“ به کارکنان پرداخت میشد. اما در شرکتهای کوچک کارآفرینی نه ”امنیت شغلی“ به معنای فراگیر آن وجود دارد و نه ”اطاعت“. در چنین شرکتی کارکنان, خودگردان، خطرپذیر و مسؤولیتپذیرند و همه خود را در برابر منافع خود و شرکت و جلب رضایت مشتری مسؤول و پاسخگو میدانند. افراد در حیطه کاری خود تصمیم میگیرند و مسؤولیت تصمیمات خود را بر دوش مدیران خود نمیگذارند.
5-3. کارآفرینی, فرهنگ مخاطرهپذیری
کارآفرینان باید مخاطرهپذیر (ریسکپذیر) باشند یعنی بتوانند نسبت به موقعیت, شرایط, امکانات و در یک کلام آینده خود ریسک کرده و برای کسب ”موفقیتی محتمل“ مبارزه نمایند. این یک بعد قضیه است. بعد دیگر آن, مخاطرهپذیری پشتیبانان و حمایتکنندگان است. همواره کارآفرینان قادر به تامین تمامی سرمایه و امکانات موردنیازِ کسبوکار جدید خود نیستند. به این علت, باید دولت یا دیگر حامیان مستقل, حاضر به پذیرش ریسک موردنیاز کارآفرین بوده, ”سرمایه مخاطرهپذیر“ برایش فراهم نموده و او را در مراحل مختلف کارآفرینی همراهی کنند. افرادی که دارای روحیه محافظهکاری ویا کارمندی هستند, اساساً کارآفرینان موفقی نخواهند بود.
علاوه براین ویژگیها، تعمیق و گسترش فرهنگ کارآفرینی، بستری مناسب برای بسط عدالت در جامعه است. در یک جامعه کارآفرین، همه انسانها فرصتهای یکسانی پیش روی خود دارند. در این جامعه، سرمایه یا زمین منشأ تولید ثروت نیست و در چنین جامعهای افراد هوشمند، خلاق و صاحباندیشه و نیز پرتلاش و مصمم، شانس بیشتری برای موفقیت دارند و صاحبان سرمایههای کلان نمیتوانند ثروت را در انحصار خود نگهدارند. تمام اینها در کنار هم یک زمینه مناسب برای بسط عدالت در سطح اجتماع است.
سوتیترها
کارآفرینی با ایجاد فرصتهای شغلی و تولید ثروت و بهبود شرایط اقتصادی, پیشزمینهای اساسی برای ارتقای سطح فرهنگی جامعه است
کارآفرینان و شرکتهای کارآفرین همگام با تغییرات گام برمیدارند و میکوشند فرصتهای ایجادشده در جریان این تغییرات را کشف و از آنها بهرهبرداری کنند
در شرکتهای کوچک کارآفرین، کارکنان به تدریج میآموزند که چگونه در مواضع برابر با یکدیگر همکاری و مشارکت کنند و این همکاری را به سوی یک موقعیت برد-برد سوق دهند
کارآفرینان معتقدند باید برپایه تواناییها, شایستگیها و فکر خود, امرار معاش کنند و اساساً روحیه ”کارمندی“ ندارند
در شرکتهای کارآفرین, کارکنان میتوانند به دنبال ناشناختهها بروند و روشهای جدید را به محک تجربه بگذارند
باید دولت یا دیگر حامیان مستقل, حاضر به پذیرش ریسک موردنیاز کارآفرین بوده, در صورت امکان ”سرمایه مخاطرهپذیر“ برایش فراهم نموده و او را در مراحل مختلف کارآفرینی همراهی کنند
****
منبع : مقاله " فرهنگ کارآفرینی " تهیه کننده : مرضیه فخرایی -برگرفته از اندیشگاه شریف
برگرفته از: fekreno.org
یک کارآفرین از جنبههای مختلف باافراد اشتغالزا، سرمایهدار، هنرمند، مخترع و کاسب تفاوت دارد که این نوشتار کوتاه ابتدا بهاین تفاوت ها اشاره میکند و سپس به بررسی سه موج قدرتمند در پیشراندن کارآفرینی میپردازد .
تفاوت کارآفرین با اشتغالزا :
واژه کارآفرینی که ترجمه کلمه Entrepreneurship است. در جامعه ما که بیکاری معضل بزرگ اجتماعی محسوب می شود همه اذهان را متوجه اشتغالزایی می کند. در حالی که هر چند این دو مفهوم هر دو با ارزش و با هم مرتبطند اما لزوماً منطبق بر هم نیستند. (اشتغالزایی میتواند یکی از نتایج کارآفرینی باشد )
پس تفاوت این دو را می توان چنین خلاصه کرد :
1) کارآفرین، یک شغل را ایجاد می کند، در حالی که اشتغالزا برای شغل ایجاد شده، جذب نیرو و تکمیل ظرفیت می کند.2) کارآفرینی بیشتر مربوط به بخش خصوصی است، اما اشتغالزایی در بخش دولتی هم می تواند صورت پذیرد. چرا که شاخصه اصلی کارآفرین پذیرش ریسک و تامین سرمایه به امید منفعت زیاد است . در حالی که در مشاغل دولتی سرمایه گذاری و ریسک مشاغل لزوماً درآمد و منافع سرشاری برای مدیر نخواهد داشت. دولت بیشتر می تواند مشوق و زمینه ساز کارآفرینی باشد.3) کارآفرینی، عرضه کالا یا خدمتی نوین از لحاظ زمانی و مکانی است. در حالی که اشتغالزایی لزوماً با نوآوری همراه نیست.4 ) کارآفرینی درک و بهره گیری از فرصت های حال یا آینده بازار به نفع خود و جامعه است، در حالی که منافع اشتغالزایی ممکن است فقط متوجه جامعه باشد.5 ) اشتغالزایی به توزیع ثروت های موجود کمک می کند اما کارآفرینی یک منبع ثروت جدید ایجاد(خلق ارزش) می کند.6) هنر کارآفرین گردآوری و در کنار هم قرار دادن مجموعه ای از منابع انسانی و فیزیکی است که ارزش مجموعه جدید نسبت به گذشته افزون شود. در حالی که اشتغالزایی همیشه با بهره وری همراه نیست.بههمین جهت آقای دکتر احمدپور داریانی برای رفع این شبهه، واژه ارزش آفرین را به جای کارآفرین پیشنهاد می کند .
سرمایه دار :
تفاوت کارآفرین با سرمایه دار در این است که سرمایه دار لزوماً موسس یا گرداننده یک فعالیت اقتصادی نیست. در حالی که کارآفرین علاوه بر تامین سرمایه و دیگر منابع لازم و ادغام آنها با یکدیگر، عهده دار مدیریت آن نیز میشود .
هنرمند و مخترع :
کارآفرین لزوماً هنرمند و مخترع به معنای متداول آن نیست، اما بزرگترین هنر وی اختراع یک روش برای ایجاد ارزش اقتصادی جهت توسعه و بهره گیری از هنر یا ابتکار دیگران است .
کاسب :
بسیاری از مردم دو عبارت کارآفرین و کاسب را مترادف می دانند. هر چند این دو مفهوم نقاط اشتراک زیادی دارند، اما تفاوتهای معنی داری نیز در این دو مفهوم دیده می شود که به مواردی از آن اشاره میشود .
1) تفاوت میزان ثروت (ارزش آفرین) کارآفرین با کاسب :
کسبه سنتی درآمد معمول و متوسطی دارند، اما درآمد یک کارآفرین موفق بیش از حد انتظار است .
2) سرعت ثروت آفرینی:ثروت کاسب معمولاً طی مدت زمان طولانی جمع آوری میشود . اما کارآفرین موفق همین ثروت را طی مدت کوتاه (مثلاً 3 تا 5 سال) کسب می کند .
3) ریسک:اقدامات کارآفرینان ریسک بالایی دارد. در حالی که اقدامات کسبه معمولی چنین ریسکی را ندارد. با این وجود این افراد به خاطر اطمینان از سود قابل توجه آتی و امکان از دست رفتن فرصت های طلایی دست به خطر می زنند. با این همه کارآفرین را نمی توان یک مجنون خطرپذیر دانست . هنر کارآفرین توام با تخمین میزان مخاطره فعالیت ها و دست زدن به ریسک های ارزشمند، عقلائی و محاسبه شده است .
4) نوآوری:معمولاً قوه خلاقه یک کارآفرین در نوآوری بسیار فراتر از یک کسبه معمولی است و همین قوه خلاقه است که قدرت ثروت آفرینی (خلق ارزش) را در وی نسبت به کسبه معمولی فزونی می دهد. قوه خلاقه کارآفرین می تواند در تولید کالا، ارائه خدمت و یا فرایندها بروز نماید .
سه موج در پیش راندن کارآفرینی
تا دهه 1980 سه موج وسیع، کارآفرینی را به جلو هدایت کرده است .
موج اول:انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در قالب انتشار کتاب های زندگی کارآفرینان و تاریخچه شرکت های آنها، چگونگی ایجاد کسب وکار شخصی و شیوه های سریع خلق ثروت که از اواسط دهه 1950 شروع شد .
موج دوم:این موج شامل ارائه رشته های آموزش کارآفرینی در حوزه های مهندسی و بازرگانی است که از دهه 1960 بهپا شد .
موج سوم:این موج شامل افزایش علاقهمندی دولت ها به تحقیقات وسیع تر در زمینه کارآفرینی و بنگاه های کوچک، نشر آموزش ها به شاخههای دیگر علوم اقتصادی، روانشـناسی و مدیریتی، تشویق رشد شرکت های کوچک و انجام تحقیقات در خصوص نوآوری های صنعتی است که از اوائل دهه 1980 آغاز شد .
دکتر سید محمد حسین حسینی
برگرفته از: tafahomnews.com
طرح هم برای صاحب آن و هم برای حمایتکنندگان مالی آن، به دلایل زیر لازم است:
1- مهم آن است که مالک درباره هدف خود از کسب و کار و منابعی که برای آن نیاز دارد به دقت فکر کند. این موضوع در برآورد میزان سرمایهی مورد نیاز، به وی کمک خواهد کرد.
2- بعید به نظر میرسد که مالک کسب و کار، برای راهاندازی آن سرمایهی کافی داشته باشد. حمایتکنندگان مالی -بانکها یا سرمایهگذاران ریسکی- باید متقاعد شوند که سرمایهگذاری در کسب و کار جدید، منطقی و درست است.
3- فرض بر این است که اگر کسب و کار ایدهی خوبی نداشته باشد، هم برای صاحب آن و هم برای حمایتکنندگان مالی آن، باید این موضوع را در مرحلهی برنامهریزی و قبل از هدر رفتن مقدار زیادی از زمان و هزینه، شناسایی کنند.
اجزای یک طرح کسب و کار
1- اهداف کلی
2- مشخصات مجری طرح و همکاران
3- تعریف و توصیف کسب و کار
4- تحلیل استراتژی بازار
5- تحلیل مالی
6- خلاصه
طرح کسب و کار نشاندهندهی چیست؟
آماده کردن یک طرح کسب و کار نتیجهی نهایی روند طرحریزی نیست، بلکه تحقق طرح، هدف نهایی است. با این وجود نوشتن طرح، یک مرحلهی میانی مهم است. طرح نشان میدهد که به منظور یک کسب و کار محرز، بررسیهای دقیق در ایجاد کسب و کار انجام شده است و برای راهاندازی آن کارآفرین، وظیفهاش را انجام داده است.
هدف طرح
وجود یک طرح کسب و کار رسمی، صرف نظر از اندازهی کسب و کار آن، به همان اندازه که برای راهاندازی مهم است، برای یک کسب و کار برقرار (محرز) نیز مهم است. این طرح چهار عمل اصلی را به صورت زیر انجام میدهد:
1- به مدیر یا کارآفرین کمک میکند که جوانب و پیشرفت پروژه یا کسب و کارش را مشخص ، متمرکز و بررسی کنند.
2- یک چهارچوب منطقی و حساب شده ایجاد میکند تا در آن یک حرفه بتواند توسعه یابد و تدابیر مربوط به آن حرفه را در چند سال آینده دنبال میکند.
3- به عنوان ماخذ و مبنایی برای مذاکره با اشخاص ثالث مانند سهامداران، دفاتر نمایندگی، بانکها، سرمایهگذاران و ... به کار میرود.
4- معیاری را برای سنجش وضعیت واقعی کسب و کار در برابر آنچه که باید باشد، ارائه میدهد.
همان طور که دو شغل مثل هم وجود ندارد و بنابراین طرحهای کسب و کار مانند هم نیز وجود ندارد. از آن جایی که برخی موضوعات در طرح به یک طیفی از کسب و کارها مرتبط هستند بنابراین این امر مهم است که مفاد و مندرجات طرح ها با امور فردی متناسب باشد. با این حال، بیشتر طرح ها از یک ساختار آزموده شده و نظر عمومی بر روی (در مورد ) آمادهسازی طرحی ک به طور وسیعی قابل اجراست متابعت میکنند. طرح کسب و کار میبایست نگرشی واقع بین از پیشبینیها و مقاصد بلندمدت داشته باشد. این دید و نگرش چهارچوبی را به وجود میآورد که طرح باید در آن فعالیت کند و نهایتا یا موفق میشود یا شکست میخورد. برای مدیران و یا کارآفرینانی که به دنبال حمایت خارجی هستند، آماده کردن یک طرح جامع، موقعیت را در افزایش بودجهها یا تجهیز پشتیبان ضمانت نخواهد کرد. عدم وجود یک طرح منطقی، یقینا شکست را حتمی خواهد کرد.
اهمیت پروسه
ایجاد یک طرح کسب و کار رضایت بخش امری پردردسر، اما ضروری است، روند برنامهریزی، مدیران یا کارآفرینان را وادار میکند که کاملا دریابند آنچه را که میخواهند به دست بیاورند و این که چه طور و کی آن را انجام دهند. حتی اگر هیچ حمایت خارجی هم نیاز نباشد، طرح کسب و کار میتواند برای دوری گزیدن از اشتباهات یا تشخیص فرصتهای پنهانی نقش حیاتی را بازی کند. برای عدهی بسیار زیادی از کارآفرینان و طراحان، روند طرحریزی (فکر، مذاکره، تحقیق، تجزیه و تحلیل) به اندازهی طرح نهایی و یا حتی بیشتر از آن مفید است. بنابراین حتی اگر به یک طرح رسمی نیاز ندارید، دربارهی روند طرحریزی بطور دقیقی فکر کند. این کار میتواند سود زیادی برای طرح کسب و کار شما داشته باشد. هفتههای بسیار زیاد کار سخت و پیشنویسهای متعدد را از زمان بروز طرح تا گرفتن حق کار پیشبینی کنید. یک طرح مکتوب واضح با بستهبندی جذاب سبب خواهد شد تا حامیان، سرمایه گذاران و ... آسانتر به آن گرایش پیدا کنند. یک طرح کسب و کار کاملا آماده، نشان خواهد داد که مدیران یا کارآفرینان، کار را میشناسند و آنها را برای پیشرفت طرح بر حسب فرآوریها، مدیریت، سرمایهها و مهمتر از همه بازارهای اقتصادی و رقابت اندیشیدهاند.
حقیقت این است که در زندگی ما، بادها خواهند وزید، باران خواهد بارید و رودخانه ها طغیان خواهند کرد و ما نمیتوانیم ز آمدنشان جلو گیری کنیم. تنها می توانیم برای آمدنشان مهیا شویم. یکی از دلایل اصلی موفقیت افراد این است که آنچه را که آرزو می کنند، عینا در تصوراتشان ایجاد میکنند. آینده ای را که امروز تجسم می کنیم دست نیافتنی نیست، اگر بدانیم که می خواهیم چگونه به آن برسیم. به راستی که در عصر تغییرات باید مسئول سرنوشت خویش باشیم. گاهی تغییرات شبیه به ظرافت ارتعاش هوا بر اثر حرکت بالهای یک پروانه است، اما بر فعالیت یک شرکت، یک کشور و یا حتی سراسر جهان تاثیر شگرفی دارد.
امروزه مدیران اکثر شرکتهای ایرانی به تفکر دررابطه با حل مشکلات موجود مشغولند، درصورتی که دیروز میتوانستند با صرف اندکی وقت و هزینه و با اندیشه بهتری از بروز مشکلات جلوگیری کنند. اگر خواهان استفاده بیشتر از فرصتها و پذیرش ریسک کمتری باشیم، لازم است که تغییرات را بهتر درک کنیم. کسانی که علت و سمت و سوی تغییرات را می فهمند، برای رسیدن به مقصود، انرژی کمتری مصرف می کنند و بهتر می توانند از این تغییرات در فعالیتهایشان بهره برداری کنند و به جای آن که در مقابل آن واکنش نشان دهند، آن را به خدمت میگیرند. مدیران شرکتها بایستی آینده شرکت خود را تجسم کنند. (حداقل اهداف کوتاه مدت و بلندمدت تجاری خود را تعیین کنند) سپس به چگونگی رسیدن به این آینده بیندیشند. ترسیم خطوط چگونگی رسیدن به آینده تجاری تعیین شده شرکت و مراحل آن موضوع این نوشتار است.
تعریف طرح تجاری
طرح تجاری عبارت است از برنامه ریزی برای کلیه اموری که در یک تجارت ضروری به نظر می رسد اموری مانند: تخصیص منابع، تمرکز بر روی نقاط کلیدی، کسب آمادگی برای برخورد با تهدیدها و بهره برداری از فرصتها.
طرح تجاری درواقع، راهنمای مسیر، برای عملکرد تجاری و اندازه گیری میزان پیشرفت در طول مسیر رسیدن به اهداف است. علاوه بر این می توان از طرح تجاری به عنوان یک ابزار ارتباطی برای انتقال اطلاعات به طیف وسیعی از افراد مانند سرمایه گذاران، شرکای تجاری آینده، کارکنان و مدیران، نیز استفاده کرد.
بسیاری از مردم فکر می کنند که طرح تجاری فقط برای شروع یک کسب و کار جدید کاربرد دارد. اگرچه تهیه طرح در ابتدای کسب و کار بسیار ضروری و حیاتی است، اما طرح تجاری کاربردهای دیگری نیز دارد که عمدهترین آنها به شرح زیر است:
- کسب موافقت برای فعالیتهای برنامه ریزی شده (در 12، 24 و... ماه آتی) از مراجع ذیصلاح (مانند هیئت مدیره(
- فراهم کردن سرمایه از بانکها و سایر سرمایه گذاران
- کمک به فروش یا ارزش گذاری کار
- اخذ تایید ناظران یا مسئولان اعطای کمکهای دولتی و...
محتوای یک طرح تجاری
هدف تهیه طرح تجاری و مخاطبان آن، بیشترین تاثیر را بر روی محتوای طرح خواهند داشت. به عنوان مثال اگر مخاطبان طرح، سرمایه گذاران هستند، اطلاعات مالی و تشکیل تیم مدیریت از اهمیت ویژهای برخوردار می شود و اگر روی صحبت با مدیر بازاریابی یک شرکت تجاری بالقوه است، باید وقت بیشتری به توضیح همیاری در بازار اختصاص یابد. اما اگر طرح برای مقاصد داخلی (داخل شرکت (تهیه می شود و مخاطب آن کارکنان شرکت هستند، باید آنان را از خواسته های کاری مطلع سازد و در آنها اشتیاق کافی برای برآوردنشان به وجود آورد.
رئوس کلی یک طرح تجاری
1-خلاصه اجرایی (شامل ماموریت، اهداف و موفقیتهای کلیدی شرکت): این بخش در جلب توجه خواننده بسیار حائزاهمیت است. پس باید در تهیه آن دقت لازم به کار گرفته شود تا بسیار جذاب باشد. خلاصه اجرایی معمولا 1 و حداکثر 2 صفحه است. هرچند که این بخش، اولین بخش یک طرح تجاری است، اما توصیه می شود این بخش پس از تدوین تمام جزئیات تهیه شود. به این منظور ابتدا نکات اصلی طرح را برگزینید، هماهنگی نسبی بین آنها برقرار سازید سپس آنها را خلاصه کنید.
2 – تشریح شرکت (شامل: تعریف شخصیت حقوقی شرکت، تاریخچه – برای شرکتهایی که فعالند – و یا طرحریزی اولیه – برای شرکتهای تازه تأسیس – توانمندیها و داراییهای شرکت): این بخش از طرح درواقع مانند تدارک صحنه و صحنهآرایی در تئاتر است و در شکل گیری ذهن خواننده طرح و درک بهتر موضوع، بسیار موثر است.
4 – تجزیه و تحلیل بازار (شامل تشریح بازار هدف، نیازها، گرایشها و رشد بازار، کانالهای توزیع، الگوهای رقابت و خرید، رقبای اصلی و شرکای صنعت): در طرح تجاری باید محیطی که شرکت در آن به فعالیت مشغول است، تشریح شود و در این تشریح باید مشتری، نیازها، محل و راههای رسیدن به مشتری بدرستی تعریف شود. علاوه بر این موارد، گاهی ممکن است مقررات و نظارتهای کیفی خارجی خاصی درمورد محصول یا خدمات اعمال شود، در این صورت این موارد در این بخش توضیح داده خواهدشد.
5 – استراتژی و جزئیات اجرایی آن: در این بخش به تشریح موارد زیر پرداخته می شود:
- هرم استراتژی (بیان استراتژی، تاکتیک ها و برنامه ها)
- ارزشهای سازمانی
- توانایی رقابت و کسب برتری
- استراتژی بازاریابی (استراتژیهای قیمت گذاری و پیشبرد فروش، کانالهای توزیع و برنامه های بازاریابی(
- استراتژی فروش (پیش بینی فروش، جدولهای زمانی فروش(
- شرکای مهم
- زمانهای بررسی و بازنگری
6 – تیم مدیریت: ساختار سازمانی، تیم مدیریت و سوابق اعضای کلیدی آن و استراتژی نیروی انسانی در این بخش تشریح می شود. تحقیقات نشان می دهد که مهمترین عامل ازنظر سرمایه گذاران در ارزیابی هر پیشنهاد، گروه مدیران است. در طرحهای جلب حمایت مالی، بهتر است در ضمیمه ای، سابقه شغلی جامعتر هریک از مدیران اصلی ارائه شود. این بخش می تواند شامل: جزئیات تحصیلات و اطلاعات مربوط به مسئولیتها و دستاوردهای افراد در سمتهای پیشین باشد.
7 – طرح ریزی مالی: فرضهای مهم (مانند نرخ بهره، وضعیت مالیات و...) شاخصهای مالی کلیدی (نرخ بازگشت سرمایه و...) تجزیه و تحلیل نقطه سربر، پیش بینی شود و زیان، پیش بینی جریان نقدینگی، نسبتهای تجاری و طرحریزی بلندمدت، در این بخش از طرحهای تجاری ارائه می شود.
نکاتی برای موفقیت طرح تجاری
برای اینکه طرح، موثر واقع شود باید توجه کنید که می خواهید چه پاسخی را از چه کسی دریافت کنید، آنگاه برای حصول آن تلاش کنید. برای مثال اگر واقعا سعی دارید که طرح خود را به فروش برسانید، آن را به سند جلب حمایت مالی تبدیل نکنید. به مخاطبان خود بیندیشید: آنان چه کسانی هستند؟ در طرح تجاری دنبال چه چیزی هستند؟ چه زبانی برایشان مفهوم است؟ اگر مخاطبان شما سرمایه گذارانند، باید اطلاعات مالی بیشتری ارائه دهید. اگر با کارمندان خود سخن می گویید، باید آنان را از خواسته های کاری خود مطلع سازید و در آنان اشتیاق کافی برای برآوردن اهداف به وجود آورید. اطلاعاتی در اختیار مخاطب خود بگذارید که به آنها نیاز دارد و اگر دقیقا نمی دانید که طرح شما را چه کسانی می خوانند، سعی کنید پاسخگوی تمام مخاطبان باشید.
از بکاربردن اصطلاحات تخصصی، علائم اختصاری و... تاحد ممکن خودداری کنید. معمولا دریافت کننده اول طرح، مدیران مالی هستند که احتمال دارد با اصطلاحات فنی آشنایی زیادی نداشته باشند و اصطلاحات برای آنان گیجکننده و ناخوشایند باشد. از زبان ساده استفاده کنید و مفاهیمی را که ممکن است برای افراد غیرحرفه ای نامفهوم باشد، به خصوص هنگامی که با اداره های دولتی و یا ناظران سروکار دارید.
منابع
1-علی خوش دهان، «طرح تجاری»، انتشارات کیفیت بهره وری آسیا، چاپ دوم، 1384، تهران
2- گروه مترجمان، «نوشتن طرح تجاری در 30 دقیقه»، برایان فینچ، انتشارات نگاه فردا، چاپ سوم، 1380، تهران
3 – TIM BERRY, "DESIGN YOUR PLAN TO FIT YOUR BUSINESS", BLPLANS.COM, JUNE 2004.
4 – TIM BERRY, "A STANDARD BUSINESS PLAN OUTLINE", BLPLANS.COM, 2004.
مجید کریم زاده
کارشناس ارشد مدیریت صنعتی
مدیر سیستم های کیفی صنایع شهید کلاهدوز، مدرس دانشگاه
Karimzadeh1383@yahoo.com
منبع: ماهنامه تدبیر
حال که متوجه اصل داستان شدید بیایید زودتر به اصل مطلب بپردازیم . در این بخش سه هدف را دنبال میکنیم .
1. ایجاد انگیزه مناسب برای نوشتن طرح تجاری
2. معرفی فرآیندی که ناخوشایند بودن نوشتن را کاهش دهد
3. ارائه خلاصهای از اطلاعات مورد نیاز یک طرح تجاری موفق
طرح تجاری به عنوان سند فروش :
روند نوشتن طرح تجاری تحت تأثیر تعریف شما از طرح تجاری است. اگر آن را به عنوان کاری خسته کننده و بسیار پیچیده ببینید، طرح شما نیز به همان ترتیب باعث سرنگونی تجارتتان میشود. طرح تجاری را عموماً به عنوان نقشه مسیر،[1] بیانی از استراتژی، یا عناوین نظری دیگری بیان میکنند. در نتیجه بسیاری از طرحهای تجاری مبهم، خشک، و فنی هستند؛ چون کارآفرینان آنها را به عنوان یک سری تمرینات تئوریک و رسمی میبینند .
اما طرح تجاری را میتوان یک سند فروش دانست که توسط آن تمام شرکت را به صورت کامل میفروشیم. اگر شرکت، واقعا شما را هیجانزده میکند این هیجان باید در طرح تجاری نیز وجود داشته باشد. با چنین تفکری از طرح تجاری خشک و پیچیدهای که اکثر کارآفرینان مینویسند، دوری میکنید. البته این به معنای تبلیغات پر سروصدا و اغراق در طرح تجاری نیست. باید از مدارکی که مطالب شما را حمایت میکنند، مثل تحقیقات مستند و تجربیات مختلف استفاده کنید .
طرح تجاری
یک تعریف خوب: طرح تجاری سندی است که توانایی تجارت شما را در فروش محصولات و خدمات خود برای ایجاد یک سود رضایتبخش، و جذابیت آن را برای تأمین کنندگان مالی به شیوهی متقاعد کنندهای نشان میدهد .
یک تعریف بهتر: طرح تجاری یک سند فروش است که هیجان و تعهد شما نسبت به تجارتتان را به حمایت کنندگان مالی و یا سهامداران احتمالی منتقل میکند .
هشت دلیل برای نوشتن یک طرح تجاری :
1. برای فروش خود به تجارت (خود را تمام و کمال در اختیار تجارت قرار دهیم )
2. برای بدست آوردن وام بانکی[2 ]
3. برای کسب پول سرمایهگذاری
4. برای تشکیل اتحادهای استراتژیک
5. برای کسب قراردادهای بزرگ
6. برای جذب کارمندان کلیدی
7. برای فروش یا خرید شرکت و تلفیق شرکت
8. برای ایجاد انگیزش و متمرکز ساختن گروه مدیریتی
شروع نوشتن: یک رهیافت کوتاه
سختترین بخش نوشتن یک طرح تجاری شروع کردن آن است. برای تسهیل این بخش به دو حقیقت باید توجه کرد: 1. ارائه پرسشها یا موضوعات درست و مناسب. 2.تهیه جوابهای خلاصه و کوتاه به این سؤالات .
معمولاً پاسخ به سؤالات در چند پاراگراف یا حتی چند صفحه، بسیار آسانتر از خلاصهنویسی است. باید توجه کرد که لازم نیست سؤالات بلافاصله به طور کامل پاسخ داده شوند. تنها هر آنچه که در یک لحظه به ذهنتان خطور میکند به صورت اشاره بنویسید و دربارهی مسائل دیگری که پرسش ارائه میدهد بیشتر فکر کنید. با توجه به این مطلب به برخی پرسشها و موضوعاتی که باید در نوشتن طرح تجاری مورد توجه قرار گیرند اشاره میکنیم .
طرح تجاری باید چند صفحه باشد؟
معمولاً داشتن حسی از شمای کار در هنگام شروع، از لحاظ روانی مفید خواهد بود. از لحاظ سازماندهی نیز یک تخمین از زمان مورد نیاز برای انجام کار، به دست میدهد. همچنین باعث ایجاد نظم از همان ابتدا میشود. نوشتن یک طرح تجاری مختصر و مفید از نوشتن یک طرح تجاری طولانی بسیار سختتر است. طرحهای تجاری را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: طرح تجاری خلاصه، طرح تجاری کامل، طرح تجاری عملیاتی
طرح تجاری خلاصه: 10 صفحه
حدود 10 صفحه یا بیشتر هستند و از طرح تجاریهای سنتی و 60 صفحه ای کمترند. به اطلاعات و تحقیقات کمتری نیاز دارند و در نتیجه بسیار سریعتر نوشته میشوند. این نوع طرحها برای تجارتهای نو پا بسیار مناسب هستند این نوع طرح تجاری در مواردی نظیر دریافت وام بانکی، تجارتهای کوچک ملی که به دنبال سرمایهگذاری خارجی نیستند، و سنجش میزان علاقة سرمایهگذار مفید هستند .
طرح تجاری کامل :
تمام موضوعات مهم را در بر میگیرد تا حدی که موارد اساسی به صورت کامل کندوکاو شوند ولی هنوز نباید خیلی از 40 صفحه بیشتر شود. این محدودیت 40 صفحهای برای تجارتهای توسعه یافته میتواند بسیار مشکل باشد. این نوع طرح تجاری در مواردی نظیر جستجو برای دریافت مقدار هنگفتی سرمایه و جستجو برای شریک استراتژیک مفید است .
طرح تجاری عملیاتی :
میتوانند حتی از 100 صفحه تجاوز کنند. دو دلیل اصلی برای تهیه این نوع طرحهای تجاری میتواند وجود داشته باشد :
1. شرکتهایی که به سرعت رشد میکنند. برای شرکتهایی که در حال حاضر پیچیده هستند و به سرعت پیشرفت میکنند، طرح تجاری باید تعدادی از موضوعات را به طور کامل بپوشاند .
2. بخشی از فرآیند سالانه: بسیار مهم است که تیم مدیریت روی موضوعات یکسانی متمرکز باشند. یک طرح تجاری برای اینکه بتواند همهی افراد را در مسیر مشخص شده نگه دارد، باید سطحی از جزئیات را در برگیرد که در طرحهای خلاصه و کامل ضروری نیستند. طرح عملیاتی باید وارد جزئیات توزیع، تولید، و حوزههای مهم دیگری شود که برای حصول اطمینان از درک همهی افراد از موارد مورد انتظار، لازم هستند .
طرح تجاری چه چیزهایی را باید در برگیرد؟
بعد از اینکه تصمیم گرفتیم که چه نوع طرحی را میخواهیم بنویسیم باید آن را سازماندهی کنیم. روش درست یا غلطی برای این کار وجود ندارد ولی به طور کلی یک طرح تجاری این ویژگی ها را در بر میگیرد :
1. صفحه رو :
میتواند شامل مواردی مانند : نام شرکت، آدرس، نام و شماره تلفن رابط اصلی (معمولاً رئیس) و هشدار حق نشر و شمارهی نشر باشد. برای جزئیات با یک وکیل مشورت کنید .
2. جدول محتوی :
باید تا حد امکان به تفصیل و همراه شماره صفحات باشد. برخی بانکداران یا سرمایهگذاران روشهای خاص خود را در خواندن بخشهای مختلف (از لحاظ ترتیب) دارند .
3. خلاصه اجرایی :
· مهمترین بخش طرح تجاری است زیرا بیشتر خوانندگان ابتدا به سراغ این بخش میروند تا حسی از کل طرح پیدا کنند. قلب طرح تجاری است. اگر به دنبال کسب سرمایه هستید، این بخش باید سرمایهگذاران و بانکداران احتمالی را به سر میل آورد .
· یک طرح تجاری کوچک است. در واقع به خودی خود "یک طرح تجاری داخل طرح تجاری" است .
· باید ماهیت، و شور هیجان تجارت را در برگیرد، کسی که آن را میخواند باید بتواند بگوید، "خب! پس این کاری است که این افراد به دنبال آن هستند ".
· نوشتن خلاصه اجرایی به شکل نهایی خود کار بسیار بزرگی است زیرا حداکثر باید 2 صفحه باشد .
· میتوان یک خلاصه اجرایی اولیه نوشت با توجه به این نکته که نباید بیشتر از 2 صفحه باشد و این پیشنویس بعداً، پس از تکمیل بخشهای دیگر طرح تجاری، بازنویسی و تدوین می شود .
· با نوشتن خلاصه اولیه به یک اکتشاف مهم دست خواهید یافت . خلاءهایی را در دانش، آگاهی و ایدههای خود حس میکنید. این اکتشاف مسیر را برای تحقیقات و نوشتن بخش های دیگر طرح مشخص می کند .
4. شرکت: هویت شما چیست؟
این بخش دو موضوع اساسی را بیان میکند: استراتژی تجارت شما و تیم مدیریتی .
شرح استراتژی تجارت خود: استراتژی یک کلمه سازمانی است برای رویکرد کلی شرکت نسبت به تولید و فروش خدمات/ تولیدات خود و اهداف آن برای به حداکثر رساندن میزان موفقیت. در شرح استراتژی باید یک تناسب منطقی بین آنچه ادعا میکنید برای انجام آن برنامهریزی کردید و آنچه نتایج برنامهریزی تأیید میکنند وجود داشته باشد. بنابراین کارآفرینان باید در شرح استراتژی به سه حوزهی اصلی اشاره کنند: گذشته، حال و آینده شرکت .
شرح تیم مدیریتی :
موضوع اساسی این است که آیا کسانی که شرکت را اداره میکنند توانایی لازم را برای ارضای استراتژی شرکت دارند یا خیر. سرمایهگذاران حرفهای ترجیح میدهند در شرکت هایی با محصول متوسط و افراد متبحر سرمایهگذاری کنند تا برعکس .
· سوابق دستآوردهای هر عضو را، ترجیحاً دستاوردهایی که در شرکت شما رخ داده، ذکر کنید .
· از تلههای تیم مدیریتی مصطلح مثل 1ـ سپردن مسئولیتهای بسیار زیاد به یک نفر 2ـ انتخاب مدیرانی با سوابق یکسان اجتناب کنید .
· هر عضو را تنها در یک پاراگراف تشریح کنید ولی سعی کنید با توضیح کامل تواناییها و تجربیات همهافراد، تمام منابع خود را معرفی کنید. این مطلب شامل معرفی مشاوران و کارمندان نیمه وقت که نقش اساسی دارند نیز میشود .
5. بازار: خریداران چه کسانی هستند؟
گاهی بازاریابی با فروش اشتباه گرفته میشود. در حالی که بازاریابی، تعیین مشتریان احتمالی و تعیین بهترین راه دسترسی به آنها است. و فروش، متقاعد ساختن آن مشتریان احتمالی به خرید از شما. یکی از راههای بازاریابی جمعیت شناسی است. در ادامه به موضوعات مختلفی که در این بخش از طرح تجاری لحاظ می شوند می پردازیم .
- فروش فواید محصول یا خدمت خود :
بخش مهمی از تعیین مشتریان احتمالی، این است که مشخص کنیم شرکت شما واقعاً چه چیزی را میفروشد. در نوشتن این بخش باید به شرکت در قالب فوایدی که به مشتریان میفروشد نگاه کنید. بهترین فواید، آنهایی هستند که به مشتریان در پول درآوردن، پسانداز کردن، یا احساس آرامش کردن، کمک کنند. تا حد امکان سعی کنید فواید را ارزیابی کنیدـ مقدار پولی که درآورده میشود یا پسانداز میشود، و علاوه بر آن مدت زمانی که طول میکشد تا کالای خریداری شده پول خود را درآورد. این اطلاعات 1ـ به ایجاد تبلیغات برای فروش محصولات کمک میکند 2ـ در تعیین مشتریان احتمالی کمک میکند .
جای تعجب ندارد، هرچه محصول یا خدمت شما بتواند با پولی که درآورده میشود یا پسانداز میشود، زودتر هزینه خرید خود را درآورد، برای خریداران جذابتر خواهد بود. نتایج بدست آمده باید به طور مشخص و واضح در طرح تجاری بیان شوند. اگر فایدهی مالی روشنی وجود ندارد، باید فواید جذاب دیگری وجود داشته باشند .
ـ سادهسازی تحقیق بازار :
تحقیق بازار آنقدرها که تصور میشود سخت نیست. مسئله مشخص کردن این مطلب است که 1ـ آیا مشتریان بالقوه کافی برای رسیدن به رشد مورد نظر شما وجود دارد یا نه و 2ـ آیا این تعداد رو به افزایش هستند یا رو به کاهش .
· بازار دقیقاً چیست؟ معمولاً هر چه دقیقتر و مشخصتر بازار را تعیین کنید، موفقتر خواهید بود .
· بازار در حال پیشرفت است یا در حال غرق شدن؟ معمولاً هرچه بازار زودتر پیشرفت کند شما موفقتر خواهید بود. البته بارزهای کاهش یابنده نیز میتوانند جذاب باشند، در صورتی که شما آنقدر قوی باشید که بتوانید تا وقتی رقبایتان زمین بخورند با انرژی به کارتان ادامه دهید .
· آیا ارزش وقت گذاشتن را دارد؟ برخی بازارها پیشرفت میکنند، ولی این پیشرفت آنقدر نیست که ارزش صرف وقت و انرژی را داشته باشد .
ـ تحلیل رقبا :
· یک طرح تجاری برای آنکه قابل قبول باشد، باید رقبای خود را به طور عینی تحلیل کند .
· طرحهای تجاری اثربخش، نشانی از تمایل به یادگیری از رقبا نشان میدهند .
· یک تحلیل عینی از رقبا در طرح تجاری کمک میکند تا صاحبان منافع متقاعد شوند که در تحلیل عمومی خود جدی هستید .
ـ رویارویی با معمای غیر قابل حل قیمتگذاری :
قیمتگذاری یکی از سختترین موضوعاتی است که یک تجارت با آن مواجه میشود. معمولاً تصمیمات قیمتگذاری، نتایج تحقیق بازار و سنجش میزان تمایل بازار هدف به پرداخت هزینه برای کالا یا خدمات شما هستند . قیمتگذاری همچنین تقریباً تابعی از هزینهای که رقابت مطالبه میکند و همچنین میزان هزینهها و بودجههای احتیاطی شما میباشد .
· ساختارهای قیمتگذاری وحی منزل نیستند و شما در قیمتگذاری آزاد هستید و میتوانید ساختارهای مختلف را امتحان کنید. فقط سعی کنید قابلیت مشاهده نتایج تغییرات و آزمایشهای خود را از دست ندهید .
· طرح تجاری باید شامل یک مبنای واضح و منطقی برای استراتژی کلی قیمتگذاری شرکت باشد .
· بخش بازاریابی طرح تجاری باید طولانیترین بخش باشد. معمولاً باید دو برابر بخش محصول/ خدمت باشد .
6. محصول/ خدمت:چه چیزی میفروشید؟
تمام جنبههای مهم محصولات یا خدمات شرکت باید در این بخش آورده شوند. به برخی از آنها در ادامه اشاره میشود .
· زرق و برق تا چه حد؟
برخی خصوصیتها برای محصول/ خدمت بسیار مهمتر از برخی دیگر هستند. در حالی که کارآفرینان اغلب سعی بر ایجاد خصوصیات و ویژگیهای هر چه بیشتر در محصولات خود هستند، ممکن است برخی ویژگیها در اولویتهای خریداران نباشند، ولی جزو گران قیمتترین خواص باشند .
لیستی از ویژگیهایی که می خواهید محصول/خدمت شما داشته باشد تهیه کنید
لیست را با در نظر داشتن نسبت هزینه و فایده هر ویژگی مرور کنید. شاید یک ویژگی بسیار ارزان، منفعت زیادی برای مشتریان داشته باشد .
این بخش از طرح باید ویژگیهای اساسی محصول یا خدمت شما را ارزیابی کند و وجود آنها را نیز توجیه کند .
· آیا میتوانید تحویل دهید؟
یکی از بدترین چیزها برای یک شرکت این است که محصول جدیدی را معرفی کند و بعد نتواند در زمانی که تعهد کرده آن محصول را فراهم کند . همانقدر بد خواهد بود اگر محصولی را قبل از آنکه تمام اشکالاتش برطرف شده باشد وارد بازار کند .
این مشکلات تحویل، بعدها موجب بروز مشکلات بازاریابی میشود .
طرح تجاری نه تنها باید یک برنامهی زمانی برای وقایع مختلف داشته باشد بلکه باید توضیحاتی دربارهی مراحلی که اجرا میشوند داشته باشد تا رعایت زمان پایانی تعیین شده را تضمین کند .
7. فروش و ترویج :
هر چقدر هم که بازاریابی و استراتژیهای محصول/خدمت شما خوب باشند، اگر نتوانید مشتریان احتمالی را متقاعد به خرید از خود کنید، هیچ ارزشی نخواهند داشت. در ادامه به چند موضوع اساسی دربارهی فروش و ترویج اشاره میشود .
· رویکرد فروش شما چیست؟
راههای مختلفی برای فروش محصولات و خدمات وجود داردـ از طریق واحدهای فروش داخلی، نمایندگیهای فروش، executives ، یا فروش الکترونیکی .
اگر یک رویکرد چند مرحله ای دارید، محصولات را به عمدهفروشان میفروشید و آنها محصول را به خردهفروشها میدهند، نه تنها باید مرحلهی اول را کنترل کنید بلکه باید به دنبال روشهایی برای تأثیرگذاری در مرحلهی دوم باشید .
در این بخش از طرح تجاری باید روند یا روندهای فروش را توضیح داده، توجیه کنید .
روندهای جایگزین و مختلف به دو دلیل در حال افزایش هستند: اول، چون هزینه فروش اکثر خدمات و محصولات به طرز هیجانانگیزی رو به افزایش است، دوم فشارهای رقابتی اتکا به تنها یک روند فروش را مشکل ساخته .
بخش فروش طرح تجاری شما باید: روندهای مشخص فروش را توجیه کند، یک تخمینی از هزینه فراهم کند، و هر روند فروش جایگزینی را که ممکن است برای کاهش هزینه و فشار رقابتی، به آن فکر کنید را ارزیابی کند .
· چگونه فروشندگان خود را تحریک میکنید؟
از آنجا که کار فروش بسیار سخت است، فروشندگان نیاز به تربیت، حمایت و فراتر از آن نیاز به انگیزه دارند. وقتی میخواهید روندهای جدید فروش را امتحان کنید ایجاد انگیزش بسیار مهمتر و پیچیدهتر میشود چرا که تعیین بهترین شیوهی ایجاد انگیزش در مراحل ابتدایی مشکل است .
یک قانون خوب این است که هرگاه روشی را پیدا کردید که خوب کار میکرد آن را ادامه دهید، حتی اگر به قیمت صرف هزینههای خارج از استاندارد تمام شود .
· چگونه محصول یا خدمت خود را ترویج میکنید : موضوع اصلی در اینجا این است که مشتریان اصلی خود را چگونه مشخص میکنید؟ ممکن است برای ترویج محصولات/ خدمات خود از تبلیغات[7] و / یا روابط عمومی[8] استفاده کنید. معمولاً تبلیغات برای شرکتها قابلیت کنترل بیشتری را روی پیامی که بازار هدف میرسد فراهم میکنند اما گرانتر از روابط عمومی هستند. روابط عمومی شامل متقاعد ساختن رسانهها برای پوشش شرکتها و یا مدیران شما میباشد. ارائه مقالات در روزنامه و مصاحبههای رادیویی اعتبار بیشتری از تبلیغات دارند پس نسبت به تبلیغات، در متقاعد ساختن مشتریان احتمالی برای خرید، مؤثرتر اند. این روش برای شرکتهای خدماتی که بخش مهمی از فروششان را "ایجاد یک تصور خوب[9]" تشکیل میدهد. جذابتر خواهند بود. ظاهر شدن در رسانهها مشتری را جذب خواهد کرد. جهت حداکثر اثربخشی، شرکتها باید در هر رسانهای نفوذ کنند. میتوان از این مطالب در طرح تجاری استفاده کرد (گرچه معمولاً بهترین جا برای نوشتههای اصلی قسمت پیوست میباشد ).
هر شیوهای را برگزینید، به بودجه نیاز دارید. در این بخش از طرح تجاری باید توضیح دهید که چه مقدار هزینه برای تبلیغات و روابط عمومی در نظر گرفتید .
· "نامههای عاشقانه" و شواهد دیگری از موفقیت
:
استفاده از نامههای تشکر و ابراز علاقهای که مشتریان مشهور شما نوشتهاند .
ایجاد فهرستی از نام مشتریان برای ایجاد اعتبار برای خود . (البته بعضی مشتریان دوست ندارند اسمشان به صورت عمومی منتشر شود ).
در حالی که در این بخش میتوان از دو مورد فوق استفاده کرد ولی متن کامل آنها باید در پیوست باشد .
8. داراییها: موضوعات مالی
این بخش از طرح تجاری تاریخچه مالی و برآوردهای مالی شما برای آینده را پوشش میدهد. در واقع به پشت سر و روبروی خود در طی سه یا پنج سال نگاه میکنید. این کار را با سه نوع تحلیل متفاوت انجام میدهید: بیان جریان نقدینگی، بیان سود/ زیان و طرازنامه. اعدادی که در این بخش ارائه میشوند باید همراه با توضیحات و تحلیل باشند. اگر ضررهایی وجود دارند، واقعاً چه چیزی را مشخص میکنند؟ اگر بدهی زیادی وجود دارد، چگونه باید با آن کنار آمد یا چه برخوردی باید با آن انجام داد؟ نباید حجم زیادی از اعداد و ارقام را بدون تحلیل جدی و مناسب ارائه داد. این بخش باید مشابه اصول حسابداری و مالی که توسط عموم پذیرفته شدند، باشد. جایی برای خلاقیت نیست !
· جریان نقدینگی: طناب نجات تجارت .
نقدینگی برای تجارت مانند مادهی مغذی است که در سرخرگها و سیاهرگهای انسان جریان دارد .
جریان نقدینگی با سود متفاوت است، برای شرکتهای کوچک بسیار مهمتر است. امکان دارد نقدینگی شما تمام شود و ورشکسته شوید در حالی که فروش بزرگی در دست دارید که سود زیادی برای تجارت خواهد داشت .
جریان نقدینگی در کنار اهمیت حیاتی خود، میتواند به عنوان یک ابزار برنامهریزی استفاده شود. خصوصاً هنگامی که قصد توسعه یا دنبال کردن بازارهای جدید را دارید با نظارت جریان نقدینگی به شیوهای منظم، میتوانید به درستی تأثیر کار را بر جریان نقدینگی محاسبه کرده مشخص کنید نیاز به پیگیری برای کسب وام بانکی یا وامهای دیگر دارید یا خیر .
از لحاظ فنی جریان نقدینگی یک مدرک از نقدینگی موجود در زمانهای مختلف میباشد .
برآورد جریان نقدینگی: به مقدار نقدینگی موجود در ابتدای ماه، رسیدهایی که در طول ماه از مشتریان و منابع دیگر قابل وصول هستند را اضافه میکنیم. از این مقدار خرجهای واقعی را، نقدینگیای که در هر ماه از طریق مخارج ثابت و متغیر خارج میشود، کم میکنیم. جواب، مقدار نقدینگی موجود در انتهای ماه خواهد بود .
جریان نقدینگی عبارت است از اختلاف آنچه تجارت با آن شروع به کار کرده و آنچه با آن تمام کرده .
· حساب عایدی: خط زیرین
حساب عایدی، حداقل برای سازمانهای ملی، تمام توجه را به نشان دادن سود یا زیان شرکت معطوف میکند و در حقیقت مشابه جریان نقدینگی است .
محاسبه عایدی : با تمام درآمدهای نقدی و غیرنقدی شرکت منهای هرگونه کارمزد (کمیسیون) شروع میکنیم که از آن هزینه مربوط به مواد و حقوق نیروی مستقیم کار را کم میکنیم. نتیجه سود ناخالص یا زیان خواهد بود. - در حاشیه: نسبت درآمد ناخاصل به درآمد نقدی و غیرنقدی شرکت یک عدد بسیار کاربردی است که حد درآمد ناخالص نامیده میشود و میتواند به شما کمک کند تا خود را با دیگران در صنعت خود مقایسه کنید، زیرا به سرعت به شما میگوید که آیا هزینههای کار شما مناسب هستند یا خیر. سپس از درآمد ناخاصل دستمزدهای غیرمستقیم دستمزدهای مدیریتی، مخارج عمومی و مدیریتی، و استهلاک را کم میکنیم. حاصل، سود یا زیان قبل از مالیات شبکه است. پس از کسر مالیات از حاصل به دست آمده تا این مرحله، بالاخره عایدی شبکه یا افزایش (یا کاهش) شبکه در سود نگهداری شده بدست میآید .
تفاوت اساسی بین جریان نقدینگی و حساب عایدی در مسئله تنظیم قوت است. جریان نقدینگی به منزلهی فشارسنج دقیقتری است که میزان پول نقدی که در هر زمان مشخص در دست داریم را میسنجد .
· طرازنامه :
یک حساب مالی است که بانکداران به آن توجه زیادی میکنند. زیرا باورد دارند واضحترین مدرکها برای سلامت بنیانی تجارت هستند زیرا بر وضعیت داراییها و بدهیها در یک نقطهی مشخص زمانی، تأکیددارند .
در یک سوی طرازنامه داراییهای شرکت، اعم از داراییهای شناور مثل نقدینگی و حسابهای قابل دریافت و داراییهای ثابت مثل، اسباب و وسایل و رایانهها قرار دارند. در سوی دیگر بدهیها قرار دارندـ بدهیهای حاضر به صورت حسابهای قابل پرداخت، و اسناد پرداختی[18 ] ، و بدهیهای بلندمدت در قالب دارایی خالصی که در دست سرمایهگذاران است . حاصل جمع داراییها با حاصل جمع بدهیها عدد یکسانی را نشان میدهد .
طرازنامه برای شرکتهای خدماتی میتواند گمراه کننده باشد، چرا که سرمایه اولیه این نوع شرکتها انسانهای آن میباشند، که اندازهگیری آن در قالب طرازنامه کار دشواری است. متأسفانه بانکداران برای تعیین میزان اعتبار شرکتها بیش از حد به طرازنامه تکیه میکنند، گرچه با افزایش گرایش جامعه به امر خدمات، این رفتار آرامآرام در حال تغییر است .
۹- پیوست :
در این بخش به مطالبی که بیان آنها در بخشهای مشخص طرح چندان مناسب نیست میپردازیم. مواردی مانند خلاصه تجربیات اجرایی، تاریخچه محصول، و نامههای رسمی و قراردادها .
ـ هدفگیری و نوشتن طرح
:
در این لحظه شما باید مقدار زیادی مطلب نوشته شده داشته باشید. باید حداقل یک پیشنویس از خلاصه اجرایی داشته باشید. یادداشتهایی در جواب سؤالات و پرسشهایی دربارهی شرکت خود، بازاریابی، محصول و روندهای فروش داشته باشید. حال باید این اطلاعات را به صورت یک سند فروش اثربخش و قابل ارائه تبدیل کنید. برای این کار دو موضوع را باید در نظر بگیرید: هدفگیری، نوشتن .
· خوانندگان طرح چه کسانی هستند؟
همانطور که گفتیم طرح تجاری وسیلهای است برای تحت تأثیر قرار دادن صاحبان منافع مختلفی که تجارت شما را حمایت میکنند. پس طرح تجاری شما باید، صاحبان منافع مشخصی را مورد هدف قرار دهد که برای تجارت شما مهمترین هستند. صاحبان منافع مختلف، اولویتهای مختلف برای تجارتها دارند. بنابراین این اولویتها باید در طرح لحاظ شوند. ولی بعضی اوقات این اولویتها با هم در تضاد هستند. مثلاً بانکداران از رشد سریع وحشت دارند، در حالی که سرمایهگذاران سرمایهگذاریهای مخاطرهآمیز[19 ] ، عاشق آن هستند. برای حال این مشکل میتوان چند طرح تجاری تهیه کرد که هر یک گروهی از صاحبان منافع را هدف بگیرد. در این طرحها حقایق اساسی فرقی نمیکنند بلکه تنها در نحوهی ارائه نیازهای سازمان تفاوت دارند .
· چگونه میتوانید یک طرح مؤثر بنویسید؟
ادعا و اهداف خود را حمایت کنید. با ارائه مدارکی شامل آمار، تحقیقات و مثال و یا حتی حکایت و قصهی کوتاه (تا حد معمول) میتوانید گفتههای خود را تأیید کنید .
یک نفر را مسئول قرار دهید. تا جایی که میتوانید از شرکا و زیردستان، نوشته به عنوان ورودی جمعآوری کنید. سپس یک نفر را مسئول نوشتن کل طرح تجاری یا چند نفر را مسئول نوشتن طرح کنید که هر کدام، یک بخش را بنویسند. ولی به هر حال یک نفر را مسئول سرپرستی فرآیند قرار دهید: زمان نهایی انجام کار را تعیین کند، پیشنویسها را بخواند، و طرح را بازنویسی کند. تأکید کنید که این زمان نهایی از بالاترین اولویت برخوردار است. شخص مسئول باید زمانهای نهایی نیز برای گرفتن اطلاعات نوشته شده و خوانا از افراد تعیین کند تا آنها را بخواند .
یک خواننده/ ویراستار خارجی معین کنید . معمولاً هنگامی که مدیران شرکت در فرآیند نوشتن طرح خیلی دخیل میشوند، آنقدر از اصطلاحات استاندارد و سازمانی استفاده میکنند که طرح هستی و جنبه فکری خود را از دست میدهد. برای رفع این مشکل یک فرد خارجی با مهارت ویرایش مثل استاد دانشگاه، یک صاحب تجارت دیگر، حسابدار یا وکیل، را انتخاب کنید تا طرح را به دقت مطالعه کند. اگر لازم باشد ممکن است این فرد مهارتهای لازم برای فهمیدن و بازبینی طرح را داشته باشد .
برگرفته از: مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف
به عنوان مثال داشتن یک برنامه کسب و کار مناسب هنگام ارائه تقاضای دریافت وام ازموسسات اعتباری همچون بانک ها نقش موثری در تصمیم گیری آنها برای حمایت از شرکت شما و پروژه های در دست اجرای شما دارد .
در ادامه با اطلاعات مورد نیاز برای تهیه یک برنامه کسب و کار آشنا می شویم .
خلاصه مدیریتی که تشریح کننده رنوس اهداف و دیدگاه های شما باشد
اولین بخشی که باید در طرح خود بیاورید و معمولا از حدود 2 الی 3 صفحه بیشتر نباید تجاوز کند خلاصه مدیریتی نام دارد. خلاصه مدیریتی استراتژی کسب و کار شما را معرفی می نماید و مطمئنا مهمترین بخش برای مدیران و موسسات اعتباری است. توجه داشته باشید که اکثر مدیرانی که قرار است به به جریان افتادن پرونده طرح شما برای دریافت کمک و حمایت مالی تایید کنند همیشه دچار مشکل کمبود وقت هستند و از این رو نباید انتظار داشته باشید که با دقت کامل برای خواندن طرح شما که در چندین صفحه تهیه شده وقت بگذارند .
برای اینکه بتوانید در عرض چند دقیقه اهداف و اولویت ها و برنامه های خود را برای آنها بازگو کنید باید مطالب کل طرح را به صورت اجمالی و قانع کننده همراه با اعداد و ارقام پیشنهادی در صفحات محدودی به صورت تایپ شده در اختیار آنها قرار دهید. اگر شما نتوانید در دو, سه صفحه مسئول رسیدگی به برنامه کسب و کار خود را قانع کنید که طرح کسب و کارتان قابل اطمینان و ارزشمند برای سرمایه گذاری است مطمئن باشید که جلسه را دست خالی ترک خواهید کرد .
همچنین این خلاصه به عنوان یک ابزار ارتباطی برای کارمندان و مشتریان بالقوه شما که نیاز دارند از ذهنیات و اندیشه شما آگاه شوند دارای اهمیت زیادی است .
شرح مختصری از چگونگی آغاز به کار شرکت
به صورت واضح اساس شکل گیری و آغاز به کار شرکت را شرح دهید و نحوه رسیدن به ایده و شروع این کسب و کار را توسط خود و یا همراه با شرکایتان را بیان نمایید. در این قسمت باید سعی کنید از نکته ها و اصولی که موسسه اعتباری طرف شما بر آن تاکید دارد استفاده کنید و دغدغه های خود را با چالش های آنها همسان سازید. به عنوان نمونه اگر با یک بانک یا شرکت که اولویت را بر صادرات و واردات گذاشته برای فعالیت های تولیدی وارد مذاکره نشوید یا اگر به این کار دست زدید از ظرفیتهای طرح خود برای امر صادرات و واردات سخن بگویید .
اهداف شرکت شما
در چند پاراگرف اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را برای شرکت تشریح کنید. بیان کنید که طبق برنامه ریزی های خود در چه مدت زمانی به این اهداف دست خواهید یافت؟ در بازاری که برای کسب و کار خود در نظر گرفته اید مشتریان شما چه کسانی خواهند بود و بر کدام بخش از بازار تمرکز خواهید کرد و هدف از این انتخاب ها را بیان کنید .
سوابق گروه مدیریتی
بخش مدیریت باید شامل اطلاعات شخصی و کاری اعضا باشد و همچنین اطلاعاتی نسبت به سوابق کاری و مسئولیتهای مرتبط آنها را در اختیار بگذارد. این اطلاعات باید نمایانگر دانش و تجربیات علمی و عملی گروهی باشد که شما برای پیاده سازی طرح خود انتخاب کرده اید. این بخش می تواند تا حدود زیادی خیال سرمایه گذاران طرح شما را از توانمندی شما برای اجرای طرح راحت کند .
خدمات یا محصولاتی که در طرح شما پیشنهاد شده
نکته ای که در این بخش مورد توجه قرار می گیرد تفاوت ها و مزیت هایی است که کالاها و خدمات شما با سایر محصولات بازار دارد. در این بخش باید به صورت دقیق کالاها و یا خدماتی را که پس از اجرای موفق طرح قابل ارائه هستند را معرفی و با محصولات مشابه بازار داخل و بین الملل مقایسه نمایید و علل برتری طرح خود را در مقایسه با آنها از نظر کمی و کیفی بیان کنید .
کشش بازار برای کالاها و خدمات شما
به خاطر داشته باشید که شما مجبور هستید تا موسسات اعتباری, کارمندان و دیگر افراد موثر و فعال در بازار مورد نظر خود را برای حمایت، همکاری، خرید و سرمایه گذاری متقاعد سازید. شما برای این بخش نیازمند انجام تحقیقات گسترده ای هستید .
اگر کسب و کار مورد نظر شما در محیط وب شکل خواهد گرفت یا هم در اینترنت و هم در محیط فیزیکی قابل پیاده سازی است باید کشش بازار منطقه ای و بین اللملی را برای طرح مورد نظر خود تعیین کنید .
استراتژی بازاریابی
چگونه می خواهید شروع فعالیت خود را به دنیا اعلام کنید. آیا تبلیغات کاغذی، تلویزیونی یا اینترنتی و یا هر سه را انتخاب می کنید؟آیا از ابزارهای بازاریابی برخط مثل سرویس های های http://www.bCentral.com استفاده می کنید تا سایت خود را در موتور های جستجو و سایر سایت ها قرار دهید .
همچنین شما نیازمند محاسبه و آماده کردن میزان هزینه های تبلیغاتی و بازایابی هستید .
دورنمای اقتصادی سه الی پنج ساله
این بخش باید شامل خلاصه ای از پیش بینی های مالی شما باشد که در قالب اعداد و ارقام نحوه دست یابی شما را به دورنمای مفروضتان را بیان نماید .
بایستی اطلاعات مربوط به میزان درآمد ها و هزینه های مربوط به هر یک از دوره های زمانی را بیان نمایید. یکی دیگر از مواردی که باید در این قسمت مورد اشاره قرار دهید مقدار پولی است که تمایل دارید از موسسه اعتباری مورد نظر خود دریافت نمایید تا بوسیله آن هزینه های اولیه های مربوط به شروع کار خود را تامین کنید .
تکمیل درست، کامل و شفاف این بخش حساس ترین بخش از طرح شماست و می تواند موفقیت یا شکست طرح شما را تضمین نماید .
فرنود حسنی
برگرفته از: iritn.com
-2 برای شروع تجارت ابتدا اهدافتان را برای سه تا پنج سال آینده فهرست کنید .
-3 به طور واضح مخاطب تان را معین کنید .
4 – یک جدول محتویات بنویسید تا دقیقا" بدانید که به چه بخشهایی برای تحقیق و اطلاعاتی را برای تقویت شان نیاز دارید.
-5 از اطلاعاتی که برای تحقیق نیاز خواهید داشت لیستی تهیه کنید . به عنوان مثال ، به شاخص آمار در مورد آمارگیری نفوس مخاطبان خود ، رقیبان ، مرکز تجارت ،و از این قبیل احتیاج دارید .
6 – منابع تحقیقی را فهرست کنید که سودمند ترین باشند ، مانند سایت های معتبر.
7 – فهرست تیم مدیریت را بنویسید . اگر به قابلیتهای بعضی ها مطمئن نیستید ، الان وقتش است که تصمیم بگیرید که آیا در هیئت مدیره باشند یا نباشند . بیوگرافی هریک را جمع آوری کنید .
8 - تالیف تمام کلید های اسناد مالی تان راآغاز کنید . بعدا" می توانید تصمیم بگیرید که در بر نامه تجاری تان کدامیک را مورد استفاده قرار دهید.
9 – نمو نه برنامه های تجاری را بخوانید . از آنجا که بیشمار برنامه های تجاری پیش از برنامه شما آغاز شده اند. نیازی به ابداع مجدد این چرخه نیست . به عنوان راهنما به دنبال برنامه تجاری باشید که بیشترین شباهت را به نمونه آزمایشی خودتان دارد . همچنین می توانید با دیگر صاحبان تجارت گفت گویی داشته باشید، کسانی که برنامه هایی داشته اند ودر این اثنا تجربیاتی کسب کرده اند .
-10 تعیین کنید از چه نرم افزاری برای نوشتن برنامه تجاری استفاده خواهید کرد. می توانید از برنامه ابتدایی گرفته تا نرمافزارهای برنامه تجارت ، هر کدام که سطح نیاز شما را برآورده می کند مورد استفاده قرار دهید . مترجم: ژولیت عزتی
www.allbusiness.com
داشتن یک تخمین کلی از حجم مطلوب یک طرحتجاری تا حد زیادی به شما در سازماندهی مطالب آن از ابتدای کار کمک میکند.
هر چند که در ابتدای کار به نظر شما نوشتن صفحات زیاد سخت و حتی غیر ممکن به نظر میرسد، اما معمولاً یکی از مشکلاتی که گریبانگیر طرحهای تجاری میشود این است که حجمشان از حجم استاندارد بیشتر میشود. تجربه نشان داده است که نوشتن یک طرح تجاری خلاصه و درعین حال موثر بسیار سختتر است. بطور کلی طرحهای تجاری را به چهار زیر مجموعه کلی میتوان تقسیم کرد:
1- طرحهای تجاری یک صفحهای
2- طرحهای تجاری خلاصه (در حدود 10 صفحه)
3- طرحهای تجاری کامل(40 تا 50 صفحه)
4- طرحتجاری عملیاتی (بیش از 50 صفحه)
طرح تجاری یک صفحهای
طرح تجاری یک صفحهای مثل کاتالیزور برای ایدههای شما عمل میکند و ابزار قدرتمندی برای ایجاد و ادارهی فعالیتهای اقتصادی است. طرحی است کوتاه و برنامه شما را به شکلی موثر بیان میکند.
چرا طرح تجاری یک صفحهای مفید است؟
تا وقتی به طور جدی نوشتن یک طرح تجاری یک صفحهای را شروع نکنید، نمیفهمید چه اهمیتی دارد. آدمها معمولاً دوست دارند زیاد از فکرهاشان حرف بزنند و آنها را با آب و تاب جلوه بدهند. این مسئله ممکن است در مورد نوشتن هم پیش بیاید. گاهی وقتها هنگام نوشتن رشتهی کلام از دستمان در میرود. گاهی فکر نشده و متناقض مینویسیم.
اولین کار طرح تجاری یک صفحهای این است که یک موضوع پیچیده را آسان میکند. چون یک صفحه است، خواندن و فهمیدن آن راحت است. طرح تجاری یک صفحهای به دردبخور است چون فقط روی چیزهای مهم متمرکز میشود. جای کم برای نوشتن در هر بخش باعث میشود از بهترین کلمهها و عبارات برای رساندن منظورتان استفاده کنید و این یعنی دقت، تمرکز و رک بودن با آنچه واقعاً به آن فکر میکنید.
یک طرح تجاری یک صفحهای خوب با یک بار دقیق خواندن قابل فهم است. همهی اطلاعاتی که میخواهید در پنج بخش مختصر و مفید تقسیم شده است:
1- چشماندازهای خیالی و آرمانی ترسیم شدهاند.
2- مأموریتها تأثیرگذار، محرک و مشتریگرا هستند.
3- اهداف دقیق، واقعگرا، و قابل اندازهگیری هستند.
4- استراتژیها نشان میدهند که در موردشان حسابی فکر شده است.
5- برنامهها عملی و قابل اجرا هستند.
طرح تجاری یک صفحهای ابزار خوبی است برای انتقال چیزی که در ذهن شما میگذرد. اگر کسب و کاری دارید، طرح تجاری یک صفحهای خیلی به درد کارمندها، شرکاء، سهامداران و سرمایهگذارتان میخورد. آنها با خواندنش با کار شما به خوبی آشنا میشوند و به توانایی برنامهریزی شما اعتماد میکنند.
انسجام مطالب در یک صفحه خیلی مهم است. وقتی کلمات را خودتان با دقت انتخاب میکنید، مفهوم هر بخش طرح تجاری یک صفحهای واضح و روشن است.
آیا تاکنون برای کسب و کارتان طرح تجاری نوشتهاید؟
طرح تجاری یک صفحهای عین یک نقشهی گنج است؛ نقشهای با فکر و کلمات خودتان برای رسیدن به گنج که همان هدف کسبوکار شماست. مرجع خوبی است برای تصمیمگیری، به خصوص تصمیمگیریهای مالی، ساده است و دقیق. اصلاً کپی خودِ خودتان است.
حال چگونه آنرا بنویسید؟ در ادامه اشاره کوتاهی به سرفصلهای یک طرح کسب و کار یک صفحهای خواهیم داشت:
1) اول چشمانداز کارتان را بنویسید. چشمانداز اولین بخش طرح کسب و کار یک صفحهای است که در آن شما باید به زبان خودتان بگویید از کارتان چه تصوری دارید. چشماندازها باید پرمحتوا و آرمانی باشند. باید ذهن را تحریک کرده و خواننده را سر ذوق بیاورد و در عین حال تصویر واضحی از کسبوکار شما ارائه دهد. جلوی هیچ فکری را نگیرید و از هرچه به ذهنتان میرسد استفاده کنید. بگذارید ذهنتان به دوردستها برود. دیدگاهتان وسیع باشد، جامع و ایدهآل گرایانه. تصور واضحی از کاری که میخواهید انجام دهید ترسیم کند. در چشمانداز جواب این سؤال را بدهید: چه چشمانداز یا دورنمایی از آینده کسب و کارتان متصور هستید؟ میخواهید چه کسب و کاری شوید و به کجا برسید؟
به عنوان مثال تبدیل شرکت الف به بزرگترین ارائه دهنده خدمات اینترنتی در سطح استانی نمونه نسبتاً خوبی از یک چشمانداز است.
2) سپس ماموریت کسبوکارتان را بنویسید. در این بخش از طرح کسب و کار یک صفحهای شما باید رسالت خود را بیان کنید. بگویید چه کاره هستید؟ چه کالا یا خدمتی تولید میکنید؟ به صورت مختصر بیان کنید مشتریهای شما چه کسانی هستند؟ کسب و کار شما چه نیازی را برطرف میکند؟ فلسفه وجودی کالا یا خدمت یا کسب و کارتان را توضیح دهید در چند کلمه حیطه تمرکز شرکتتان و چیزی را که به مشتری عرضه میدارید بیان کنید.
مثلاً یافتن راهکارهایی برای افزایش بهرهوری، و کاهش هزینههای عملیاتی میتواند ماموریت مناسبی برای یک شرکت مشاوره مهندسی باشد.
3) در بخش بعدی باید اهداف خود را مشخص کنید. در این قسمت از طرح باید بگویید به دنبال چه هستید؟ باید اهداف خود را به صورت مقاصد ویژه بطور دقیق و قابل اندازهگیری بیان کنید تا تاثیرگذار باشند.
اهداف، انواع مختلفی دارند؛ برای یک طرح کسب و کار یک صفحهای معمولاً بین شش تا نه هدف کافی است. اهداف میتوانند مربوط به امور مالی از قبیل فروش، سود، جریان نقدی یا موجودی کالا باشند؛ یا بازاریابی مثل سهم بازار؛ تعداد مشتریها و تبلیغات؛ یا منابع انسانی مثل حقوق و مزایا، سطح آموزش کارمندان سود، محیط کار؛ یا تحقیق و توسعه مثل محصولات جدید، قابلیت طراحی، بهبود کالا، تاریخ عرضه، میزان رضایتمندی کارمندان از شغلشان و یا مربوط به مسائل تولید از قبیل ظرفیت تولید، کیفیت تولید، موجودی کالا و . . ..
در نوشتن اهداف به این نکته توجه کنید، که اهداف نه باید خیلی راحت و قابل حصول باشند و نه خیلی دور از انتظار و دست نیافتنی.
معمولا دوره زمانی برای حصول اهداف 2 یا 3 ساله است.
یک هدف مؤثر، دارای نقطه پایانی کاملا تعریف شدهای با عناصر قابل اندازهگیری میباشد.
مثلاً افزایش ساعت آموزش کارمندان به 40 ساعت در ماه تا پایان سال 84 و یا معرفی 6 محصول جدید به بازار تا پایان سال 85 به گونهای که جمع مبلغ فروش آنها از 4 میلیارد ریال کمتر نباشد، نمونههای مناسبی از اهداف هستند.
4) سپس استراتژیهای کسبوکار خود را مشخص کنید. در این بخش از طرح کسب و کار یک صفحهای پاسخگوی این سؤال باشید:
چگونه این کسب و کار راهاندازی میشود و در ادامه اداره میشود؟ چه عواملی در طول زمان سبب موفقیت این فعالیت خواهد شد؟ چگونه این کسب و کار رشد خواهد کرد؟
در بیشتر صنایع، فعالیتهای اقتصادی از چهار تا شش استراتژی پایهای پیروی میکنند که با گذشت زمان کمتر تغییر میکنند. و فهمشان ساده است و در نهایت باعث رشد و سودآوری میشوند.
استراتژی باید هم به عوامل خارجی مؤثر بر کار و هم بر عوامل داخلی مؤثر توجه داشته باشند.
برای اینکه بتوانید استراتژی مناسب بنویسید یک راهش این است که مجلات تجاری و اقتصادی و روزنامهها را بخوانید و از مسائل مورد بحث درون صنعت در قلمرو بازاریابی، جذب سرمایه، عملیات و… آگاه شوید. به این مسائل توجه کنید که مشتریان شما چه کسانی هستند و در حال حاضر چگونه محصولات شما را میخرند؟ از کدام طبقات اجتماعی هستند؟ هدف از خرید آنها چیست؟ سپس برنامههایی که برای تبلیغ کالا و یا خدمتتان برای جذب این مشتریان نیاز دارید را ذکر کنید.
میتوانید عوامل مؤثر یا عوامل ناکارآمد در کارهای شرکت را پیدا کنید. مثلاً چه عاملی جلوی رشد و سوددهی یا کارآییتان را میگیرد؟ سپس علت این عوامل را ریشهیابی کنید، ببینید چی باید عوض شود یا تغییر کند و چه رویهای را باید دنبال کنید.
به فرض، "استخدام بهترینها و حفظ آنها به وسیله رضایت شغلی و مشارکت در سهام" یک نمونه استراتژی مناسب میباشد.
5) در پایان در طرح کسب و کار یک صفحهای خود، باید برنامهها و دستورالعملهایی که به وسیله آنها به اهداف مورد نظرتان میرسید را بیاورید. برنامهها، کارهای مشخصی هستند که یک شرکت (کسب و کار) باید انجام دهد تا به اهداف خود برسد هر برنامه به طور مشخص و مستقیم باید به یک هدف و استراتژی مربوط باشد. برنامهها باید عملگرا باشند و وظایف مشخصی را بیان کنند. زمان انتهایی برای انجام داشته باشند و اینکه چه کسی، چگونه، کجا و با چه هزینه مالی و غیر مالی این کارها را انجام خواهد داد، مشخص نمایند.
برای اینکه از عهده فعالیتتان برایید باید کارهایتان را خوب و جدا جدا به شکل دستورالعمل بنویسید. اینطوری میفهمید که هر کدام از کارها چه تأثیری روی امور مالی و عملیاتی دارند و چطور میخواهید نتیجه کارتان را ارزیابی کنید.
در برنامهریزی همیشه زمانبندی و جدول هزینههای هر پروژه را باید از قبل آماده کرد. پس برنامههایتان را به دقت بنویسید و هنگام اجرای آنها به محدودیت بودجه و زمانبندی نیز توجه کنید.
مثلاً تهیه بروشور تبلیغاتی برای محصولات گروه الف در سه ماهه اول سال زیر نظر مدیر بازرگانی یک برنامه مناسب است.
طرحهای تجاری خلاصه
اینگونه طرحها که معمولاً حدود 10 صفحه هستند؛ در سالهای اخیر بسیار متداول شدهاند. برای نوشتن آنها احتیاج کمتری به اطلاعات و تحقیقات خواهید داشت و سریعتر نوشته خواهند شد.
همچنین این طرحها برای کسب و کارهای سادهای که در مراحل اولیهی راهاندازی هستند، و یا کسبوکارهای خانگی بکار میروند چرا که این کسب و کارها پیشینه و پیچیدگی زیادی مانند کسب و کارهای بالغ ندارند.
اجزای این طرحهای تجاری مشابه طرحهای تجاری کامل است ولی با تفاوتهایی جزئی که حاصل سادهتر شدن این نوع طرحهای تجاری است. هدف اصلی این طرحهای تجاری برنامهریزی و جهت دهی است و در برخی موارد برای تامین منابع مالی و یا دریافت مجوز کاربرد دارد. در برخی مواقع نیز خود مقدمهای برای نوشتن طرحهای تجاری کامل به حساب میآید.
همانطور که گفته شد کاربرد اصلی این طرح برای گرفتن وامهای بانکی و کمک به برنامهریزی کسبوکارهای خانگی است. معمولاً کارآفرینان سرشناس نیز برای جذب سرمایهگذار بجای طرحهای تجاری کامل از همین طرحهای تجاری استفاده میکنند
طرحهای تجاری کامل 10 تا 40 صفحه
این همان طرح تجاری سنتی است که ما دربارهی آن صحبت خواهیم کرد. این طرح تمام زمینههایی که لازم هستند را به اندازهی کافی میپوشاند و بهتر است که بیشتر از 50 صفحه نباشد.
یک طرح تجاری معمولاً حدود 30 تا40 صفحه است. که البته میتواند بیشتر باشد اگر شما میخواهید که با جزئیات بیشتری بنویسید که در این صورت جزئیات طرح باید در بخش ضمائم ذکر شود.
اما مهمتر از این حرفها, باید بدانید که همه چیز به شرایط شما بر میگردد. شما باید اطلاعاتی را که خوانندگان لازم دارند را فراهم کنید. شما باید به آنها اطلاعات کافی بدهید تا بتوانند تصمیم بگیرند و عمل مناسب را انجام دهند. بعضی وقتها لازم است که شما به آنها کمی بیشتر از متوسط اطلاعات بدهید تا به آنها نشان دهید که طرح مناسبی را آماده کردهاید. راهحل این است که شما همهی اطلاعات مرتبط را جمعآوری کنید و تقسیم کنید آنگاه مشخص کنید که خواننده چه اطلاعاتی را لازم دارد و چه اطلاعاتی برای طرح تجاری شما لازم هستند، آنگاه تا حد امکان آنها را خلاصه بنویسید.
مهمترین کاربرد این طرح برای تامین منابع مالی است.
طرحهای تجاری عملیاتی بیش از 40 صفحه
برعکس دیگر طرحهای تجاری، طرحتجاری عملیاتی برای پاسخ گویی به یک نیاز درونی است و مخاطب بیرونی ندارد. این طرح برای برنامهریزی فعالیتهای شرکت برای یک بازه 3 تا 5 ساله تدوین میشود و هر سال به روز میشود.
با توجه به استفاده این طرح لزومی به خلاصه کردن بیش از حد آن نیست، بلکه باید تمام برنامه کاریتان را دقیق در آن بیان کنید، از اینرو در برخی مواقع حجم این طرحهای تجاری به بیش از یکصد صفحه میرسد.
این طرحتجاری خصوصاً برای شرکتهای فعال در محیطهای پر تلاطم کارآیی زیادی دارد و تا حد زیادی از ریسک فعالیت این قبیل کسبوکارها میکاهد
منبع: مرکز کارآفرینی شریف
این برنامه بر اساس توانایی های شرکت در نیروی انسانی, تجهیزات و سرمایه تهیه می شود . به عنوان مثال داشتن یک برنامه کسب و کار مناسب هنگام ارائه تقاضای دریافت وام ازموسسات اعتباری همچون بانک ها نقش موثری در تصمیم گیری آنها برای حمایت از شرکت شما و پروژه های در دست اجرای شما دارد .
در ادامه با اطلاعات مورد نیاز برای تهیه یک برنامه کسب و کار آشنا می شویم .
خلاصه مدیریتی که تشریح کننده رئوس اهداف و دیدگاه های شما باشد
اولین بخشی که باید در طرح خود بیاورید و معمولا از حدود 2 الی 3 صفحه بیشتر نباید تجاوز کند خلاصه مدیریتی نام دارد. خلاصه مدیریتی استراتژی کسب و کار شما را معرفی می نماید و مطمئنا مهمترین بخش برای مدیران و موسسات اعتباری است. توجه داشته باشید که اکثر مدیرانی که قرار است به به جریان افتادن پرونده طرح شما برای دریافت کمک و حمایت مالی تایید کنند همیشه دچار مشکل کمبود وقت هستند و از این رو نباید انتظار داشته باشید که با دقت کامل برای خواندن طرح شما که در چندین صفحه تهیه شده وقت بگذارند .
برای اینکه بتوانید در عرض چند دقیقه اهداف و اولویت ها و برنامه های خود را برای آنها بازگو کنید باید مطالب کل طرح را به صورت اجمالی و قانع کننده همراه با اعداد و ارقام پیشنهادی در صفحات محدودی به صورت تایپ شده در اختیار آنها قرار دهید. اگر شما نتوانید در دو, سه صفحه مسئول رسیدگی به برنامه کسب و کار خود را قانع کنید که طرح کسب و کارتان قابل اطمینان و ارزشمند برای سرمایه گذاری است مطمئن باشید که جلسه را دست خالی ترک خواهید کرد .
همچنین این خلاصه به عنوان یک ابزار ارتباطی برای کارمندان و مشتریان بالقوه شما که نیاز دارند از ذهنیات و اندیشه شما آگاه شوند دارای اهمیت زیادی است .
شرح مختصری از چگونگی آغاز به کار شرکت
به صورت واضح اساس شکل گیری و آغاز به کار شرکت را شرح دهید و نحوه رسیدن به ایده و شروع این کسب و کار را توسط خود و یا همراه با شرکایتان را بیان نمایید. در این قسمت باید سعی کنید از نکته ها و اصولی که موسسه اعتباری طرف شما بر آن تاکید دارد استفاده کنید و دغدغه های خود را با چالش های آنها همسان سازید. به عنوان نمونه اگر با یک بانک یا شرکت که اولویت را بر صادرات و واردات گذاشته برای فعالیت های تولیدی وارد مذاکره نشوید یا اگر به این کار دست زدید از ظرفیتهای طرح خود برای امر صادرات و واردات سخن بگویید .
اهداف شرکت شما
در چند پاراگرف اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را برای شرکت تشریح کنید. بیان کنید که طبق برنامه ریزی های خود در چه مدت زمانی به این اهداف دست خواهید یافت؟ در بازاری که برای کسب و کار خود در نظر گرفته اید مشتریان شما چه کسانی خواهند بود و بر کدام بخش از بازار تمرکز خواهید کرد و هدف از این انتخاب ها را بیان کنید .
سوابق گروه مدیریتی
بخش مدیریت باید شامل اطلاعات شخصی و کاری اعضا باشد و همچنین اطلاعاتی نسبت به سوابق کاری و مسئولیتهای مرتبط آنها را در اختیار بگذارد. این اطلاعات باید نمایانگر دانش و تجربیات علمی و عملی گروهی باشد که شما برای پیاده سازی طرح خود انتخاب کرده اید. این بخش می تواند تا حدود زیادی خیال سرمایه گذاران طرح شما را از توانمندی شما برای اجرای طرح راحت کند .
خدمات یا محصولاتی که در طرح شما پیشنهاد شده
نکته ای که در این بخش مورد توجه قرار می گیرد تفاوت ها و مزیت هایی است که کالاها و خدمات شما با سایر محصولات بازار دارد. در این بخش باید به صورت دقیق کالاها و یا خدماتی را که پس از اجرای موفق طرح قابل ارائه هستند را معرفی و با محصولات مشابه بازار داخل و بین الملل مقایسه نمایید و علل برتری طرح خود را در مقایسه با آنها از نظر کمی و کیفی بیان کنید .
کشش بازار برای کالاها و خدمات شما
به خاطر داشته باشید که شما مجبور هستید تا موسسات اعتباری, کارمندان و دیگر افراد موثر و فعال در بازار مورد نظر خود را برای حمایت، همکاری، خرید و سرمایه گذاری متقاعد سازید. شما برای این بخش نیازمند انجام تحقیقات گسترده ای هستید .
اگر کسب و کار مورد نظر شما در محیط وب شکل خواهد گرفت یا هم در اینترنت و هم در محیط فیزیکی قابل پیاده سازی است باید کشش بازار منطقه ای و بین اللملی را برای طرح مورد نظر خود تعیین کنید .
استراتژی بازاریابی
چگونه می خواهید شروع فعالیت خود را به دنیا اعلام کنید. آیا تبلیغات کاغذی، تلویزیونی یا اینترنتی و یا هر سه را انتخاب می کنید؟آیا از ابزارهای بازاریابی برخط مثل سرویس های های http://www.bCentral.com استفاده می کنید تا سایت خود را در موتور های جستجو و سایر سایت ها قرار دهید .
همچنین شما نیازمند محاسبه و آماده کردن میزان هزینه های تبلیغاتی و بازایابی هستید .
دورنمای اقتصادی سه الی پنج ساله
این بخش باید شامل خلاصه ای از پیش بینی های مالی شما باشد که در قالب اعداد و ارقام نحوه دست یابی شما را به دورنمای مفروضتان را بیان نماید .
بایستی اطلاعات مربوط به میزان درآمد ها و هزینه های مربوط به هر یک از دوره های زمانی را بیان نمایید. یکی دیگر از مواردی که باید در این قسمت مورد اشاره قرار دهید مقدار پولی است که تمایل دارید از موسسه اعتباری مورد نظر خود دریافت نمایید تا بوسیله آن هزینه های اولیه های مربوط به شروع کار خود را تامین کنید .
تکمیل درست، کامل و شفاف این بخش حساس ترین بخش از طرح شماست و می تواند موفقیت یا شکست طرح شما را تضمین نماید .
فرنود حسنی
برگرفته از سایت iritn
